دی 19

آخر سریال "دست سرنوشت" (بخش هشتم)

عفت خانوم با کسی که انتظارش را نداشته دیدار می کند. برای او زمانش رسیده تا تاوان آنچه در گذشته انجام داده را بپردازد. همان موقع که قهرمان و الیف برآنند تا زندگی عاشقانه شان را آغاز کنند، خانواده ی یوروکهان نامه های تهدید آمیز بدون امضایی را دریافت می کنند که آنها را به وحشت می اندازد. یعقوب به سرعت تحقیقاتش را آغاز می کند اما در نهایت این قهرمان است که باید این مشکل را نیز حل نماید.
کنترل این وضعیت سخت شده و قهرمان مجبور می شود که تصمیم سختی بگیرد. زندگی در عمارت، میهمان حوادث تازه ای خواهد شد. وقتی الیف، دافنه و اجه را در عمارت می بیند غافلگیر می شود اما چاره ای جز پذیرش آنها ندارد. قهرمان که از ناراحتی الیف آگاه است اما انتخاب دیگری جز نگه داشتن آنها ندارد. اکنون دافنه از پیروزی که به دست آورده خوشحال است.

سعادت کمک یعقوب را می پذیرد و مادر و پسر به هم نزدیکتر می شوند. مقصود برای جراحی به اتاق عمل می رود. عفت و شوکران برای مقابله با سعادت هم دست می شوند و اینجاست که عفت متوجه واقعیت تازه ای درباره آنها می شود. آب ها در عمارت گل آلود شده و دافنه همچنان مشغول پیشبرد نقشه اش با کوچکترین جزئیات است. او باید از هر اشتباهی دوری کند. الیف اکنون سخت او را تحت نظر گرفته است.
رابطه ی بین سلیم و ملک به خاطر جانان از هم می پاشد. سلیم تمایل دارد که با جانان روبه رو شود اما روزهای سختی در پیش است. او در میابد که در میان طوفانی گرفتار شده و باید تصمیم مهمی بگیرد. همان زمانی که قهرمان در تلاش برای محافظت از خانواده اش است، باید به فکر بازگشت مقصود نیز باشد. او به همراه جلال نقشه ای را پی ریزی می کند. علی رغم عصبانیت قهرمان، عشق او به الیف از هر چیزی قویتر است. او سوپرایز زیبایی برای الیف تدارک می بیند. الیف که به دافنه بسیار مشکوک شده پس از آنچه از او می بیند و می شنود سخت غافلگیر می شود. وقت آن رسیده که دست دافنه برای همه رو شود.
پس از شنیدن نظرات الیف درباره ی دافنه، قهرمان او را سرزنش می کند و این حرف ها را به حسادت او نسبت می دهد. او نمی تواند باور کند که دافنه قادر به صدمه زدن به کسی باشد. جهنمی در عمارت بر پا می شود. عفت در میابد که یعقوب برادر همان مقصود است. او از هم می پاشد و نمی داند که چه باید بکند. او تصور می کند که این اتفاقات تاوان کارهای گذشته ی اوست.
عمل جراحی مقصود به خوبی پیش می رود و او هوشیاری اش را به دست می آورد. اولین کلمه ای که از دهانش بیرون می آید همانا "الیف" است. شوکران عفت را را از نزدیک دنبال می کند. او به علاوه مجبور است که یعقوب را نیز کنترل کند. یعقوب تصمیمش درباره ی مقصود را در مدت زمان کوتاهی تغییر می دهد.
سلیم از دانستن این که جانان عاشق اوست غافلگیر می شود. او نمی داند که چگونه این مسئله را رفع و رجوع کند. برخلاف تصور قهرمان که گمان می کند الیف به زودی آرام شده و به عمارت بازمی گردد اما قانع کردن وی اصلا کار راحتی نیست. او باید راه دیگری برای حل این مشکل پیدا کند. او تصمیمی می گیرد که از عواقبش کاملا بی اطلاع است.

الیف به عنوان یک کارمند در جلسه ی شرکت اوستالار شرکت می کند. این کار همه را متعجب و قهرمان را نگران می کند. عشق آن دو می رود تا در بوته ی آزمایش دیگری قرار گیرد. یعقوب که در یک بن بست گیر کرده حتی نمی داند که چگونه فکر کند. او فهمیده که سعادت مادر و مقصود برادرش است. عفت همچنان به نقشه ای فکر می کند که او پیروز میدان کند.
دافنه که از رویکرد قهرمان نسبت به الیف کاملا راضی است به نقشه هایش ادامه می دهد. یک فرصت طلایی به دافنه دست می دهد تا اوضاع را از این هم پیچیده تر کند اما شک قهرمان به او نیز در حال افزایش است.
سونر به سرعت خودش را بااطرافش سازگار کرده و دست به کار می شود. او همچنین از اینکه با الیف کار می کند بسیار خوشحال است. اما او از اینکه به زودی مسیر زندگیش تغییر خواهد کرد کاملا بی اطلاع است.
عشق در خانه ی سلیم را زده و تصمیمی برای رفتن هم ندارد. مشکلات زندگی تازه برای این مرد جوان آغاز شده است. ترس از دست دادن سلیم از قبل جانان را به کارهایی وامیدارد.
با اینکه مقاومت الیف در برابر قهرمان در حال از بین رفتن است، اما دافنه خود را پیروز میدان می بیند. آخر این جریان این قهرمان است که باید تصمیم نهایی را بگیرد.
بالاخره قهرمان تلفن همراه مورد نظر را پیدا می کند و او مطمئن است که در آن چیزهایی درمورد دافنه پیدا خواهد کرد. در عین حال او از آنچه خواهد شنید دچار ترس می شود. متاسفانه او با مطالبی درباره ی ناپدید شدن الیف مواجه می شود.

الیف که گمان می کند قهرمان اکنون با دافنه است دنیایش یک بار دیگر فرو می ریزد اما این کابوس دیری نمی پاید. تنها کاری که او باید بکند اعتماد کردن به قهرمان است. در عین حال سونر هم رئیس آسانی نیست. همان زمانی که الیف گمان می کند کابوسش به انتها رسیده پایه های زندگیش دوباره به لرزه می افتند.
سلیم ریسک کرده و به ملک کمک می کند. او ملک را مخفی کرده و از دست مردانی که دنبال او هستند محافظت می کند. مقصود از این نزدیکی یعقوب به خودش احساس خوبی ندارد و نه سعادت و نه یعقوب هیچکدام واقعیت برادری شان را به او نمی گویند. اما این راز نیز مانند هر راز دیگری سرانجام برملا خواهد شد.
با اجازه ی دکتر ها تاریخ جراحی ضیاء مشخص می شود و این کابوس های دافنه را شروع می کند. اگر حال ضیاء بهتر شود او حتما حقیقت را به همه خواهد گفت. این بدین معنی است که او باید یکبار و برای همیشه از دست او خلاص شود... ادامه دارد...

کدامیک از بازیگران زیر را به عنوان خوش تیپ ترین بازیگر مرد ترک می دانید؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
کدامیک از بازیگران زیر را به عنوان خوش تیپ ترین بازیگر مرد ترک می دانید؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

خوش تیپ ترین بازیگر مرد ایرانی از نظر شما کیست؟
خوش تیپ ترین بازیگر مرد ایرانی از نظر شما کیست؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

بهتربن سریال ترکی تا کنون از نظر شما کدامست؟(دو مورد را انتخاب کنید)
بهتربن سریال ترکی تا کنون از نظر شما کدامست؟(دو مورد را انتخاب کنید)
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

زیباترین بازیگر زن ایرانی از نظر شما کدامست؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
زیباترین بازیگر زن ایرانی از نظر شما کدامست؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

 

 

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید