خرداد 11

آخر داستان سریال برگ ریزان (بخش دوم)

علیرضا خان کارش را از دست می دهد و وقت خود را با کارهای پاره وقت و کم درآمد پر می کند. در همین اثنا شوکت که بیشتر بار زندگی بر دوش او افتاده دست به اختلاس زده و پس از مدتی به دام حسابرس ها می افتد. زمانی که می خواهد با کشتی فرار کند صدف به اسکله رفته و او را متقاعد می کند که بازگردد و مسئولیت کارش را بر عهده بگیرد.

علیرضا خان برای پرداخت بدهی شوکت مجبور می شود وام بگیرد و عمارت را نزد بانک به گرو بگذارد. همه ی اعضا خانواده برای کمک به پرداخت اقساط وام، کار می گیرند. خیریه خانم نیز با نیّر خانم شروع به کار خیاطی می کند. شوکت به یک سال زندان محکوم می شود.

فرخنده از قبل با مردی به نام یامان خان که رئیس اوز نیز هست آشنایی داشته و همکاری های شغلی با هم داشته اند. از سوی دیگر اوز با همسر یامان خان که زنی به نام جیداست نیز رابطه دارد. پس از مدتی لیلا حامله شده و فرزندش را از دست می دهد اما به اصرار خانواده و اطرافیان مجبور به ازدواج با اوز می شود.  اوز همچنان با جیدا رابطه دارد و زندگی زناشویی لیلا و اوز نیز به طرز نامطلوبی ادامه دارد. نجلا در دانشگاه با پسری به نام جم که از خانواده ی متشخص و ثروتمندی ست آشنا شده و خیلی زود با هم نامزد می کنند. پس از نامزدی نجلا، اوز مجدداٌ برای نزدیک شدن به نجلا تلاش می کند.

در این حین جیدا باردار شده و این مسئله موجب خوشحالی یامان خان می شود. اوز که از عاقبت این کار می ترسد با علم به اینکه فرزند جیدا بچه ی اوست از جیدا می خواهد که بچه را از بین ببرد ولی جیدا نمی پذیرد و پس از اینکه از اوز کاملا نا امید شد به شوهر خود بیشتر نزدیک می شود. فرخنده که از این قضیه خبر دارد مقادیر زیادی پول به عنوان حق السکوت از اوز می گیرد. این جریان ادامه دارد تا اینکه فکرت که به این ماجرا پی برده به طور ناشناس به یامان خان تلفن می کند و به او اطلاع می دهد که این بچه، بچه ی او نیست و از اوز است. یامان خان آن دو را زیر نظر می گیرد و از جیدا می خواهد که آزمایش دی ان ای بدهد اما جیدا از آزمایش امتناع می کند و این بر شک یامان می افزاید. در این حین نجلا نیز به دام اوز می افتد و تصمیم به فرار با او می گیرد. یامان از رابطه ی جیدا و اوز مطمئن شده و پی به اختلاس مالی اوز نیز می برد و علیه او اعلام جرم می کند.

پلیس اوز را در فرودگاه، زمانی که می خواهد با نجلا از کشور خارج شود دستگیر کرده و نقشه آنها را برهم می زند. یامان خان جیدا را طلاق داده واو را با یک بچه ( پسری به نام خان)،  تنها و بی پول رها میکند. تمام دارایی اوز مصادره و شده و دنیای کار او را از خود طرد می کند. اوز جیدا را به خانه ی فقیرانه ی خود که با نجلا در آن زندگی می کند می برد و این قضیه باعث ترک اوز توسط نجلا می شود. اوز کاری به عنوان بادیگارد در یک قمارخانه پیدا می کند که با افشاگری علیرضا خان تعطیل شده و اوز نیز به زندان می افتد و در همان بند شوکت زندانی می شود. فرخنده که در این زمان متوجه بارداری اش می شود بچه خود را از بین می برد. او با نقشه قبلی در یک شرکت بزرگ کار گرفته و سعی می کند که رئیس شرکت ( لوانت تونجای) را به دام انداخته و راه خود را از شوکت جدا کند. 

 

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید