خرداد 11

آخر داستان سریال برگ ریزان (بخش سوم)

0 نظر

خیریه خانم فرخنده را با لوانت می بیند و او پس از جر و بحث با خانواده ی تکین خانه را ترک کرده و در خانه ای که با اخاذی خریده استقرار می یابد. لیلا پس از فرار نجلا و اوز از نظر روانی دچار فرو پاشی شده و در یک بیمارستان روانی بستری می شود. لیلا به خانه بر می گردد ولی هنوز بسیار آسیب پذیر است. وکیل یامان ، آقای جان وکالت لیلا را بر عهده می گیرد و پیشنهاد می کند لیلا برای مشاوره نزد همسرش که روانشناس است برود. پس از مدتی رابطه ی خاصی بین لیلا و جان به وجود می آید ولی همسر جان متوجه می شود و در نهایت لیلا از جان فاصله می گیرد و جان نزد همسرش بازمیگردد. نجلا هم که نامزدی اش به هم خورده و از خانواده طرد شده در یک پانسیون مستقر می شود. پس از مدتی علیرضا خان نگران نجلا شده و او را دورادور تحت نظر می گیرد.

جم که پس از جدایی از نجلا به خارج از کشور رفته بود پس از مدتی در همانجا با خواهر لوانت تونجای نامزد می کند و بازمی گردد. شرایط خانه بسیار مضطرب است و فکرت احساس ناتوانی و نادیده گرفته شدن می کند. او تصمیم می گیرد با هر کسی که شده ازدواج کند و از خانه برود. نیر خانم یکی از خویشاوندان خود را که مردی بیوه (تحسین) با سه فرزند و یک مادر پیر بدطینت است را به او معرفی میکند و این ازدواج بدون اطلاع کسی سر میگیرد. فکرت برای ادامه زندگی به آدا پازار میرود و مادر سه فرزند می شود. نجلا که سعی در فراموش کردن اوز دارد دوباره با جم رو به رو می شود و این مسائل نامزد جم را حساس کرده و نامزدی اش را بر هم می زند. پس از مدتی نجلا بخشیده شده به خانه باز می گردد. نجلا و جم پس از مدتی دوباره به سمت یکدیگر کشیده می شوند و جم با وجود مخالفت های زیاد خانواده اش با نجلا ازدواج می کند و او را برای زندگی به ویلایی زیبا می برد. فرخنده موفق به دلربایی از لوانت تونجای می شود و نامزد قبلی لوانت یعنی آسلا را از میدان به در می کند. درست زمانی که می خواهد به پیشنهاد ازدواج لوانت پاسخ مثبت بدهد شوکت وارد شرکت شده و همه چیز را به هم می ریزد.

فرخنده با گرفتن مبلغ زیادی پول از پدر آسلا راه خود را از لوانت جدا می کند. مادر فرخنده برای زندگی نزد او می آید. لوانت خیلی زود به ماهیت فرخنده پی برده و از او نا امید می شود و به دلایل مالی با آسلا ازدواج می کند. پس از آزادی اوز موفق به راه اندازی یک بنگاه املاک می شود و خیلی زود ثروتی برای خود دست و پا می کند. پسر اوز خان بزرگتر شده و جیدا با اوز در یک خانه کلنگی زندگی می کند. اوز به طور تصادفی با لیلا رو به رو می شود و حال افسرده لیلا او را تحت تاثیر قرار داده و اینبار به واقع عاشق لیلا می شود. لیلا خانه را ترک کرده و برای زندگی به خانه قبلی که با اوز زندگی می کردند نقل مکان می کند. لیلا دوباره طرد می شود. اقساط بانک فشار زیادی به خانواده تکین می آورد تا جایی که تصمیم به فروش عمارت می گیرند. ایجاد سرمایه برای ساخت و ساز شوکت نیز مزید بر علت می شود. آنها عمارت را به فردی به نام میتاد می فروشند و تا پیدا کردن خانه در همانجا می مانند و در کنار میتاد زندگی می کنند. فکرت حامله شده و روابطش با مادرشوهرش حسنه می شود. 


 

 

آخر سریال برگ ریزان (بخش آخر)

داستان سریال کوزی گونی (بخش آخر)

آخر سریال رز سیاه

آخر سریال هرگز تسلیم نمی شوم (بخش آخر)

 آخر سریال دست سرنوشت (بخش پنجم)


 

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید