خرداد 31

داستان سریال کوزی گونی (بخش اول)

0 نظر

این سریال داستان دو برادر به نام های کوزی و گونی را روایت می کند که دارای دو شخصیت متضاد یکدیگر هستند. نام آنها به معنی شمال و جنوب است و به تفاوت های آشکار آن دو اشاره می کند. در جایی از داستان کوزی یک قطب نما برای جمره می خرد و می گوید همیشه می توانی با این مرا پیدا کنی!..کوزی از کودکی شجاع و سرکش بوده و گونی پسری سر به راه و عزیز کرده ی مادر. هر گاه گونی در مدرسه یا کوچه مورد اذیت و آزار بچه های دیگر قرار می گرفت این کوزی بود که به داد او می رسید و به خاطرش با بقیه بچه ها دعوا می کرد. حتی وقتی پدرش (سامی) مادرش (هاندان) را آزار می داد و کتک میزد باز هم این کوزی بود که برای کمک به مادرش قدم جلو می گذاشت اما تمام اینها باعث نمیشد تا مادرش گونی را بیشتر دوست نداشته باشد.


سریال از جوانی این دو آغاز می شود و گهگاه گریزی به خاطرات گذشته می زند. خانواده ی تکین اوغلو در محله ای قدیمی زندگی می کنند که افراد در آن ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. بچه های محل دوستی عمیقی دارند و با یکدیگر وقت می گذرانند. از بین آنها جمره و علی دوستان نزدیکتری هستند. داستان از جایی شروع می شود که هر دو برادر بی خبر از هم عاشق جمره می شوند. اما گونی زودتر از کوزی با جمره رابطه برقرار کرده و طرح دوستی می ریزد. درست زمانی که کوزی تصمیم به ابراز علاقه به جمره میگیرد و با گل و هدیه به سمت خانه جمره میرود با صحنه ی بوسیدن آن دو روبرو شده و با خشم آنجا را ترک می کند. همان شب کوزی به خاطر مادرش با پدر خود درگیر شده، او را کتک میزند و خانه را ترک می کند. گونی به دنبال او رفته و وی را در یک بار مست و لایعقل می یابد. گونی از ترس اینکه کوزی با مستی نتواند رانندگی کند خودش پشت فرمان می نشیند اما دعوای آندو در ماشین موجب تصادف و مرگ یک انسان می شود. از آنجا که فردا روز کنکور گونی است، مادرش به کوزی التماس می کند تا آینده ی گونی را خراب نکند. کوزی متوجه منظور مادر شده و مسئولیت حادثه را بر عهده می گیرد و برای 4 سال به زندان می افتد.


کوزی در زندان مورد آزار فردی به نام "فرهاد" واقع می شود و 4 سال جهنمی را پشت سر می گذارد. در اواسط داستان می بینیم که پدر کوزی از فرهاد خواسته بوده که در زندان مواظب پسرش باشد و بابت آن به او پول پرداخت می کرده و همین موجب سوءاستفاده فرهاد از کوزی شده بود. وقتی کوزی از زندان آزاد می شود گونی و جمره را در کنار هم می بیند و خاطرات گذشته دوباره به او هجوم می آورد. او تصمیم می گیرد که عشق جمره را برای همیشه از قلبش بیرون کند.


کوزی دوباره با فرهاد مواجه شده و با گرفتن پول از او، مبارزه (بوکس) می کند. گونی برای برادرش ناراحت است و نگران آسیب های جدی او در جریان مبارزات است. در یکی از همین روزها گونی آنها را لو داده و فرهاد دستگیر می شود. فرهاد دوباره کینه ی کوزی را به دل می گیرد و به او قول انتقام می دهد. گونی با جمره نامزد می کند و کمی بعد دختری به نام بانو که همکلاسی گونی در دانشگاه است به او علاقمند می شود. پدر بانو در اثر حمله قلبی از دنیا می رود و ثروت زیادی به او می رسد. بانو که از خانواده ی ثروتمند "سینانر" است سعی می کند با پول و قدرت گونی را به سمت خودش بکشد. به گونی کاری در شرکت بزرگ سینانر پیشنهاد می شود و جمره آن دو را با هم در حالیکه در اتاق بانو بودند غافلگیر می کند. جمره نامزدی اش با گونی را بر هم می زند و گونی رابطه ی تازه ای با بانو آغاز می کند.

 بخش دوم این مقاله را در اینجا ببینید

 بخش سوم این مقاله را در اینجا ببینید

 بخش آخر این مقاله را در اینجا ببینید

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید