تیر 01

داستان سریال کوزی گونی (بخش آخر)

0 نظر

مرگ علی رابطه ی زینب و کوزی را سرد و سردتر می کند و زینب همه چیز را از چشم جمره می بیند. او تصمیم می گیرد تا انتقام عشقش را از جمره بگیرد. کوزی برای زنده نگه داشتن خاطره علی از دمت حمایت می کند. کمیسری که به دنبال پرونده ی قتل علی ست کم کم به دمت علاقمند می شود و دمت از ترس کوزی جرات نزدیک شدن به او را ندارد. بالاخره کوزی متوجه عشق آن دو به یکدیگر شده و این مسئله فشار روحی زیادی به او می آورد.


کوزی برای گرفتن انتقام علی در جنگل با فرهاد قرار می گذارد. گونی و جمره و حتی سامی برای کمک به کوزی به آنجا می روند. دار و دسته ی فرهاد جمره را گروگان گرفته تا کوزی را تحت کنترل در آورند. فرهاد با شلیک یک گلوله کشته می شود و هویت قاتل پنهان می ماند. باریش به جمره می گوید که قتل فرهاد کار کوزی بوده و از این واقعه مدرک دارد. او از باریش می خواهد آسیبی به کوزی نرساند و باریش در ازای این قول از او تعهد رسمی می گیرد که برای حفظ آبروی خانواده از او طلاق نگیرد.

مشکلات سامی و هاندان بیشتر شده و هاندان تصمیم به طلاق می گیرد. او خانه را ترک کرده و به عمارت سینانر می رود اما رفتارهای او موجب خجالت گونی می شود. پس از طلاق، سامی با زن دیگری آشنا می شود و با او ازدواج می کند. آن زن و پسرش برای زندگی به خانه سامی می آیند. اگر چه این موضوع موجب حسادت هاندان میشود اما رفتار سامی با همسر تازه اش نیز چنگی به دل نمی زند و خشم و بدرفتاری سامی دامن این زن را نیز می گیرد. رفتار و دخالت های هاندان کم کم غیر قابل تحمل شده و گونی تصمیم می گیرد برای او خانه ای بگیرد.


باریش که تلاشش برای جلب محبت جمره بی ثمر می ماند شروع به رابطه با یکی از شرکای خارجی می کند. در این اثنا گونی هم با این زن طرح دوستی میریزد و هاندان از این جریان باخبر می شود. وقتی بانو متوجه جریان می شود گونی را از خانه بیرون می اندازد و حال روحی اش بدتر و بدتر می شود. پس از مدتی بانو درمیابد که باردار است. گونی خانه ی کوچکی برای خود می گیرد و سیمای را نیز در خانه ی خود پناه می دهد. گونی حتی سعی می کند با سیمای نیز رابطه برقرار کند اما سیمای از اینکار امتناع می کند. جمره که از این زندگی دروغین خسته شده به خانه نزد مادرش بازمی گردد. سیمای با باریش صمیمی تر شده و به خانه او می رود. آن دو با هم درگیر شده و سیمای با شی ای به سرش ضربه می زند. باریش بابت این حمله جمره را متهم کرده و از او شکایت می کند. بالاخره ثابت میشود که جمره بی گناه است و طلاق جمره و باریش رسمی می شود. دمت و کمیسر شرف نیز با هم ازدواج می کنند و کوزی به تدریج این واقعیت را می پذیرد.


بوراک به زینب نزدیک شده و با هم بیرون می روند اما چون زینب نتوانسته عشق کوزی را از دلش بیرون کند، این رابطه با جایی نمیرسد. بانو با جان بیرون می رود و کمی شور و نشاط به زندگیش بازمی گردد. اگر چه بعد از این جریانات کوزی از همه کس دوری می کند اما جمره بعد از طلاق برای به دست آوردن کوزی از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کند. در نهایت جمره موفق می شود تا کوزی را وادار به اعتراف به عشقش کند.


تلاش های حسین آقا برای راضی کردن مادر جمره (گل تن) برای ازدواج به جایی نمیرسد و "گل تن" تا آخر بر جواب منفی اش پافشاری می کند. جمره و کوزی ازدواج می کنند اما زینب در جشن عروسیشان شرکت نمیکند. او فیلمی که از آرشیو عکاسی پدرش پیدا کرده را به عنوان هدیه برای آنها می فرستد و خودش ترکیه را به مقصد ایتالیا ترک می کند.


راز قتل فرهاد فاش می شود و گونی به این جرم به زندان می افتد. بانو که فرزندش را از دست داده دست به خودکشی می زند. باریش به دلیل کلاهبرداری هایی که از شرکت کرده به خارج از کشور فرار می کند. در پایان می بینیم که سال ها گذشته و کوزی و جمره صاحب فرزندانی شده اند. فضای دریا و لباس های سفید آنها حاکی از خوشبختی و آرامشی است که در کنار هم احساس می کنند.

بخش اول این مقاله را در اینجا ببینید

بخش دوم این مقاله را در اینجا ببینید

بخش سوم این مقاله را در اینجا ببینید


 

 

آخر سریال برگ ریزان (بخش آخر)

آخر سریال رز سیاه

آخر سریال هرگز تسلیم نمی شوم (بخش آخر)

 آخر سریال دست سرنوشت (بخش پنجم)

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید