آبان 11

آخر سریال هرگز تسلیم نمی شوم (بخش اول)

0 نظر

داستان سریال "هرگز تسلیم نمی شوم" درباره دختری شهرستانی به نام "نور" با بازی " امینه گولشه" است که پس از مرگ پدر و مادرش به استانبول نزد عمه اش می آید. عمه ی نور "حفیظه" و خانواده اش در مزرعه ی ایگیت کوزان ( با بازی تولگاهان سایشمن) به کارهای خدمتکاری و سرایداری مشغولند و نور نیز پس از ورود به مزرعه وظیفه ی پرستاری و رسیدگی به فرزند ایگیت "مرت" را به عهده می گیرد. ایگیت به همراه برادر و زن برادرش و همچنین خاله اش "آیتول" که مادر زن ایگیت نیز هست در عمارت کوزان زندگی میکند. نور و ایگیت در همان نگاه اول عاشق یکدیگر می شوند و طولی نمی کشد که بی خبر از خانواده هایشان تصمیم به ازدواج می گیرند. مقدمات ازدواج چیده شده و عروسی آن دو بی خبر از همه انجام می گیرد.

درست در همان شب ازدواج زمانی که نور و ایگیت به عنوان زن و شوهر وارد عمارت می شوند و همه ی اهل خانه را شوکه می کنند، اتفاقاتی می افتد که پرده از راز ایگیت بر می دارد. نور همان شب در می یابد که همسر ایگیت و مادر "مرت" زنده بوده و ایگیت درباره ی مرگ او دروغ گفته است. همسر سابق ایگیت "اجلال" به مدت سه سال در کما بوده و درست در همان شب عروسی نور و ایگیت به هوش می آید. اگرچه ایگیت، اجلال را وقتی در کما بوده طلاق داده، اما به خاطر اینکه این واقعیت اجلال را که شدیدا عاشق ایگیت است از بین نبرد، همه خانواده تصمیم به پنهان کردن ازدواجش می گیرند.

اجلال که حافظه اش را از دست داده چیزی از اختلافاتش با ایگیت به خاطر نمی آورد. او حتی پسرش مرت را نیز به یاد ندارد. نور تصمیم می گیرد در مزرعه بماند و به پرستاری از مرت ادامه دهد. او چندین بار تلاش می کند که ایگیت را راضی به طلاق کند اما موفق نمی شود. در نهایت چاره ای ندارد جز اینکه مانند یک خدمتکار در عمارتی که به شوهرش تعلق دارد زندگی کند و در مقابل برخورد بد اطرافیان سکوت کند. او که دلش برای اجلال و عشقی که به ایگیت دارد می سوزد، سخت احساس گناه می کند و سعی می کند از ایگیت دوری کند. آیتول مادر اجلال شروع به دسیسه چینی می کند تا بین نور و ایگیت اختلاف بیاندازد. او که از طریق شوهر عمه ی نور " طیار" از جریان عاشق دیوانه ی نور اطلاع پیدا می کند، برای تحت فشار گذاشتن نور آن مرد مجنون را به سمت نور هدایت می کند. آن مرد که تصمیم به دزدیدن و ازدواج با نور دارد در نهایت موفق می شود که وارد عمارت شود اما تلاش آنها با آتش سوزی عمارت و دستگیری آن مرد بی نتیجه می ماند. نگرانی ایگیت و توجه بیش از حد او به نور توجه اجلال را به خود جلب می کند اما هر بار با توضیحات مادرش قانع می شود که حسادت بیش از اندازه ی اوست که باعث این توهمات شده است.

در سمت دیگر داستان، برادر ایگیت "جاهد" و همسرش "نازان" هستند. جاهد مردی ساده و ضعیف و نازان زنی بدجنس و حسود است. دختر عمه ی نور "الماس" به خاطر پول با جاهد رابطه برقرار کرده و با جواهراتی که از جاهد هدیه می گیرد خودش را راضی می کند. اما چیزی که جاهد و البته بقیه از آن بی خبرند اینست که الماس بی نهایت عاشق ایگیت کوزان است و در دل از بی توجهی ایگیت به خود رنج می کشد. الماس به طور اتفاقی با دیدن عکس های عروسی نور و ایگیت به راز آنها پی می برد و شروع به باج گیری از آیتول می کند. نفرت الماس از نور از اینجا آغاز می شود چرا که الماس ایگیت را تنها برای خود می خواهد. او با آیتول دست به یکی میکند تا به نور ضربه زده و او را از چشم ایگیت بیاندازند.

آن دو تصمیم می گیرند به نور کمک کنند تا مدل شود کاری که ایگیت را عصبانی می کند. الماس نور را به یک شرکت تبلیغاتی می فرستد تا چند عکس امتحانی بگیرد، نور از آنها قول می گیرد که عکس ها به دست کسی غیر از خودش نیفتد. اما شرکت عکس ها را بر روی بیلبورد تبلیغاتی چاپ می کند و ایگیت که بیلبوردها را می بیند شرکت را زیر و رو می کند و همه عکس ها را از بین می برد. نور متوجه می شود که الماس به او حقه زده پس به شرکت می رود تا با او صحبت کند اما با سر و صورت زخمی او مواجه می شود. نازان که به رابطه ی الماس و جاهد پی برده، الماس را در شرکت جلوی چشم همه به باد کتک می گیرد. اما آیتول از ترس الماس، جریان را لاپوشانی کرده و نازان را قانع می کند که اشتباه کرده است. ایگیت که از دست نور عصبانی ست حرف هایش را باور نمی کند و شروع به بی توجهی به وی می کند. نور که در میابد باردار است نمی تواند موضوع را به ایگیت بگوید.

زمانیکه نور به بالای درخت می رود تا "مرت" را پایین بیاورد از بالای درخت افتاده و بچه اش را از دست می دهد. ایگیت که تازه متوجه جریان بچه شده دوباره نور را طرد می کند. این بی توجهی های مداوم نور را خسته می کند و او را وا میدارد تا تصمیمی انقلابی بگیرد. او با کمک پسر عموی ایگیت " فرات" مدل شرکت کوزان می شود و در جشن معرفی ماشین جدید شرکت، همه را غافلگیر می کند. این غافلگیری ایگیت را بسیار عصبانی می کند و از نور می خواهد تا زمانی که تصمیم به عذرخواهی از اشتباهاتش نگرفته به او نزدیک نشود. اما نور از ایگیت نیز مغرورتر است و تن به پذیرش خطایی که نکرده نمی دهد.

خانواده ی عمه ی نور او را به خاطر مدل شدنش سرزنش می کنند و این ایگیت را وامیدارد تا حقیقت رابطه شان را به آنها بگوید. در همین حین اجلال متوجه می شود که فرات از سال ها پیش عاشق او بوده و به همین دلیل از ایگیت نفرت دارد. اما دلیل نفرت فرات هنوز برای ایگیت نامعلوم است. اجلال نور و ایگیت را درحال بوسیدن هم می بیند و بی هوش می شود. او را به بیمارستان می برند اما پس از هوشیاری او چیزی را که دیده حاشا می کند اما تصمیم به قتل آن دو می گیرد. جاهد که بعد از شنیدن اعتراف الماس درباره عشقش به ایگیت علاقه ای به دیدنش ندارد اما باز هم به دام الماس می افتد و با او رابطه برقرار می کند. ایگیت و نور از انفجاری که اجلال برنامه ریزی کرده جان سالم به در می برند. آیتول تلاش می کند که این راز که انفجار کار اجلال بوده به بیرون درز پیدا نکند اما این کار ساده ای نیست. نور که به اجلال شک کرده این مسئله را با ایگیت در میان می گذارد اما با عکس العمل غیر منتظره ی ایگیت روبه رو می شود.... ادامه دارد....

 

 


 

 

آخر سریال برگ ریزان (بخش آخر)

داستان سریال کوزی گونی (بخش آخر)

آخر سریال رز سیاه

آخر سریال هرگز تسلیم نمی شوم (بخش آخر)

 آخر سریال دست سرنوشت (بخش پنجم)

 

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید