آبان 14

آخر سریال "هرگز تسلیم نمی شوم" (بخش چهارم)

0 نظر

الماس به آرزویش رسیده و باردار به مزرعه برمی گردد اما زندگی با اجلال و آیتول هم کار ساده ای نیست. اکنون نازان مجبور به ترک مزرعه شده و برای زندگی پیش برادرانش می رود. اجلال بچه اش را از دست می دهد. اکنون او باید برای ازدواج دوباره با ایگیت عجله کند. او مرت را تنها گزینه برای تحت فشار گذاشتن ایگیت میابد. نقشه ی نور برای فاصله گرفتن از ایگیت ( دوستی ظاهری با کرم) به دلیل نقطه ضعفش نسبت به ایگیت و همچنین کنار نکشیدن ایگیت به شکست می انجامد.

منشی کرم دست به خودکشی می زند و ایگیت او را به موقع به بیمارستان می رساند. این جریان ایگیت را نگران نور می کند. او از یکی از دوستان قدیمی اش درخواست می کند که درباره ی کرم تحقیق کند. اکنون زندگی نازان با برادرانش یک کابوس واقعی است و الماس نیز برای متقاعد کردن جاهد برای ازدواج سخت تلاش می کند. با تمام تلاشی که اجلال برای مخفی نگه داشتن سقط جنینش می کند اما راز او به طور غیر منتظره ای برملا می شود.

وقتی ایگیت می بیند که نور و کرم دارند ازدواج می کنند تصمیم به تسلیم شدن می گیرد. ایگیت پس از صحبت با غزل و تحقیقات بیشتر متوجه مسائلی درباره ی کرم می شود. اکنون زمان کمی تا رسیدن اجلال به هدفش باقی مانده و او بسیار خوشحال است، غافل از اینکه حادثه ای در شرف وقوع است. نور تصمیم به ازدواج با کرم می گیرد و ایگیت برای آرامش نور تسلیم می شود اما خشمش از نور باعث می شود به اجلال پیشنهاد ازدواج دهد.

ازدواج نور و کرم به هم می خورد. همین طور که روز طلاق جاهد و نازان نزدیک می شود خوشحالی الماس تمام نشدنی است غافل از اینکه نازان به این راحتی تسلیم نمی شود. نور برای نزدیک بودن به ایگیت خانه ای در نزدیکی او اجاره می کند. او اکنون به بازگرداندن ایگیت به نزد خودش فکر می کند. به همین خاطر جاهد را متقاعد می کند تا او را به عنوان منشی در شرکت استخدام کند. اینگونه او تمام مدت در شرکت نزدیک ایگیت است. ایگیت از هر فرصتی برای دیدن نور استفاده می کند.

در اینجاست که ایگیت متوجه مرگ پدرش می شود پدری که فکر می کرد سالها پیش مرده است. ایگیت اکنون صاحب خواهری به نام یامور شده که باید از او حمایت کند. او همچنین با شرکتی آلمانی شریک شده که فردی به نام فاتح نماینده ی آن است. الماس به اتاق خواب جاهد نقل مکان می کند و این اتفاق موجب ناراحتی نازان می گردد و حتی او را به آسیب زدن به خود وا میدارد، کاری که شرایط را برای الماس دشوار می سازد. ایگیت متوجه می شود که فاتح و نور یکدیگر را از قدیم می شناسند، زمانی که در همسایگی هم زندگی می کردند و به یکدیگر علاقه داشتند.

نازان خودش را از پله ها به پایین انداخته و به دروغ می گوید که الماس او را هل داده است. کاری که هیچکس از الماس بعید نمی داند!حفیظه برای صحبت کردن با جاهد قدم جلو می گذارد اما رفتار بد آیتول و نازان را نمی تواند تحمل کند و دچار حمله ی قلبی می شود. حمله ای که مرگ او را رقم می زند. مرگ حفیظه فشار زیادی به الماس وارد می کند و او برادرش امین را تنها حامی خود می یابد. خیلی زود نور متوجه تقصیر نازان در مرگ عمه اش می شود اما به خاطر وضعیت الماس سکوت می کند.

نور و ایگیت به یک سفر کاری کوتاه می روند و همین باعث می شود کمی به هم نزدیکتر شوند. اما آیتول آنها را می بیند و از ترس اینکه اجلال کار احمقانه ای انجام دهد چیزی به او نمی گوید. ایگیت و نور تصمیم می گیرند که برای صلاح مرت واقعیت با هم بودنشان را پنهان نگه دارند. از طرفی یامور شروع به دزدیدن اشیا کوچک از خانه می کند. نازان که از خانه ی ایگیت مطرود شده به همراه جاهد در یک آپارتمان زندگی می کند. علیرغم تلاش جاهد برای برگشتن نزد الماس، قلب الماس حقیقتا شکسته است... ادامه دارد... 

آخر سریال "هرگز تسلیم نمی شوم" بخش اول

آخر سریال "هرگز تسلیم نمی شوم" بخش دوم

آخر سریال "هرگز تسلیم نمی شوم" بخش سوم

آخر سریال "هرگز تسلیم نمی شوم" بخش پنجم

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید