الیف به زندگی باز می گردد. با این حال او وقتی که چشمانش را باز می کند به یاد نمی آورد که چه بر او گذشته است. او خودش را می بیند که در دست مقصود اسیر شده است. درست همان زمانی که همه ی افراد عمارت مرگ الیف را باور کرده اند، قهرمان اطمینان دارد که همسرش زنده است و در جایی نفس می کشد. او تصمیم به استخدام یک کارآگاه خصوصی می گیرد. در همین حین دافنه که…
الیف و قهرمان بسیار خوشحال هستند اما مریم و دافنه قصد ندارند که بگذارند این خوشحالی دوام زیادی داشته باشد. یعقوب با خبرنگاری که با او کار کرده بود دچار دردسر می شود. خبرنگار پول بیشتری می خواهد. یعقوب و شکران با هم مشورت می کنند تا راهی برای حل این مشکل بیابند. برای ابراهیم زمان آن رسیده که الیف را حذف کند. مقصود راهی برای بیرون آمدن از زندان پیدا می کند. او از شنیدن خبر ازدواج و بچه…
.... با وجود اصرارهای فراوان قهرمان، الیف نمی تواند عشق قهرمان به خودش را باور کند اما فهمیدن اینکه بچه ای که در شکم دارد بچه ی خود اوست برای او نهایت خوشبختی را به ارمغان می آورد. در عین حال او از دست قهرمان بسیار عصبانی و مایوس است. برای او دیگر قهرمانی وجود ندارد. او تصمیم بسیار مهمی برای زندگی و فرزندش می گیرد. دافنه که در جدا کردن الیف و قهرمان موفق بوده از اولین پیروزی اش…

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید