گونی به بانو اعتراف می کند که موجب مرگ کسی شده و کوزی جرم را بر عهده گرفته است و بانو از او حمایت می کند. باریش آدرس بوراک را پیدا می کند و برای بر هم زدن ازدواج بانو و گونی (چون بوراک عشق اول بانو بوده) او را به استانبول دعوت می کند غافل از اینکه اینکار بیش از هرکسی به خود او آسیب می زند. بوراک با بانو دیدار می کند و حمله های عصبی بانو آغاز…
دوست دختر کوزی-سیمای- از او باردار شده و این مسئله را با او در میان می گذارد. کوزی ابتدا سیمای را ترک می کند اما پس از چند روز با یک حلقه نزد او برمیگردد غافل از اینکه سیمای بچه را از بین برده است. آن دو خیلی زود با هم ازدواج می کنند بدون اینکه خانواده هیچکدام شان از این مسئله خبر داشته باشد. آنها برای ملاقات با خانواده سیمای به مرسین می روند اما با رفتار تهاجمی آنها…
این سریال داستان دو برادر به نام های کوزی و گونی را روایت می کند که دارای دو شخصیت متضاد یکدیگر هستند. نام آنها به معنی شمال و جنوب است و به تفاوت های آشکار آن دو اشاره می کند. در جایی از داستان کوزی یک قطب نما برای جمره می خرد و می گوید همیشه می توانی با این مرا پیدا کنی!..کوزی از کودکی شجاع و سرکش بوده و گونی پسری سر به راه و عزیز کرده ی مادر.…

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید