میتاد به طور اتفاقی با فرخنده آشنا شده و در دفتر یامان که به تازگی کار می کند نیز با او ملاقات می کند. میتاد عاشق فرخنده شده ولی بعد در میابد که فرخنده همان عروس تکین هاست که حرف های بدی در موردش می زنند. اما با تمام این احوال به طور پنهانی با فرخنده ازدواج کرده و او را به عمارت می آورد. خانواده ی تکین بسیار متعجب شده و با ناراحتی عمارت را ترک می کنند. فرخنده…
خیریه خانم فرخنده را با لوانت می بیند و او پس از جر و بحث با خانواده ی تکین خانه را ترک کرده و در خانه ای که با اخاذی خریده استقرار می یابد. لیلا پس از فرار نجلا و اوز از نظر روانی دچار فرو پاشی شده و در یک بیمارستان روانی بستری می شود. لیلا به خانه بر می گردد ولی هنوز بسیار آسیب پذیر است. وکیل یامان ، آقای جان وکالت لیلا را بر عهده می گیرد…
علیرضا خان کارش را از دست می دهد و وقت خود را با کارهای پاره وقت و کم درآمد پر می کند. در همین اثنا شوکت که بیشتر بار زندگی بر دوش او افتاده دست به اختلاس زده و پس از مدتی به دام حسابرس ها می افتد. زمانی که می خواهد با کشتی فرار کند صدف به اسکله رفته و او را متقاعد می کند که بازگردد و مسئولیت کارش را بر عهده بگیرد.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید