جمعه, 21 آبان 1395 00:00

مصاحبه ی اختصاصی با "خدیجه شندیل"


• آیا شما از یک خانواده ی مهاجر هستید؟
بله من اصالتا آلبانیایی و تسالونیکی هستم ولی خودم در استانبول به دنیا آمدم. پدرم به خاطر شغلش مدام بین آنتالیا و استانبول در حال جابه جایی بود و به همین دلیل من خودم را به هر دوی این شهر ها متعلق می دانم. اکنون خانواده ام شامل مادر، پدر و سه خواهرم در استانبول زندگی می کنند. پدرم مدت زمان طولانی در کار ساخت و ساز بود اما در حال حاضر بازنشسته شده است.
• کودکی ات چگونه گذشت؟
هر زمان به آن فکر می کنم خدا را شکر می کنم. کودکی ام به خوبی گذشت. ما یک خانواده ی بزرگ، شلوغ و سنتی بودیم.
• دوران تحصیلت چطور گذشت؟
دوران تحصیلم در آنتالیا گذشت. من از دانشگاه آکدنیز در رشته ی "مدیریت کسب و کار" فارغ التحصیل شدم.
• مهمترین خصیصه خودت را چه می دانی؟
من آدم خیلی نگرانی هستم. اضطراب من همیشه بالاست. همیشه نگرانم که اتفاق بدی بیفتد. در واقع نگرانی اسم وسط من است! امروز که قرار است برای اولین بار تریلر سریال پخش شود تمام دیشب را نتوانستم بخوابم. چندین بار با تپش قلب از خواب بیدار شدم. گاهی اوقات از درون حس خفگی می کنم. کمی از این خفگی به خاطر بیماری آسمی است که دارم. هیجان اصلا برایم خوب نیست. با این تفاسیر بازیگری انتخاب مناسبی برای من نبود. من دنبال یک زندگی آرام و رویایی هستم. البته من ادعای بازیگری هم ندارم! من از تیپ آدم های پر مدعا نیستم. سریع میشکنم و زود روحیه ام را از دست می دهم. خودم را بزرگ نمی کنم، برعکس کوچک می کنم. من درون پیچیده ای دارم و از آدرنالین فرار می کنم.

• چه شد که بازیگر شدید؟
واقعیتش در تئاتر دوستان زیادی داشتم و از آنها حداکثر استفاده را کردم. عجایب زیادی در این دنیا (دنیای بازیگری) وجود دارد و من از اینکه تماشاگر این دنیا شدم بسیار خوشحالم. این کار روح من را به پرواز درآورد و به زندگی من معنی بخشید. در این دنیا دیگر احساس تنهایی نمی کنم. یک بار که با یکی از دوستان بازیگرم به سر صحنه رفتم. کارگردان مرا دید و نقش را به من داد. آنجا بود که من بازیگر شدم. کار خدا بود که عمر آن سریال طولانی نبود چون من اصلا آماده نبودم. سریال هنوز تمام نشده سیل پیشنهادات بود که به سمت من جاری شد. اما من باید بر روی خودم و توانایی هایم کار می کردم بنابراین هیچ یک را قبول نکردم. من نمی خواهم هیچ شانسی برای آموختن را از دست بدهم.
• از سریال "دست سرنوشت" برایمان بگویید؟
هر کس که تریلر سریال " دست سرنوشت" را دیده می پرسد: " چه اتفاقی برای این دختر افتاده؟" همه درباره تغییر مو و چهره ی من سوال می کنند. من 10 کیلو وزن کم کردم اما حس بازیگری ارتباطی با فیزیک بدن ندارد. من برای بازی در نقش "الیف" از روش استلا آدلر استفاده کردم. همه ستاره های هالیوود و دانشجویان بازیگری با این روش آشنایی دارند. شما در ذهن تان کاراکتری که بازی می کنید را پیکر بندی می کنید، و با تاریخچه ای که بر او گذشته زندگی می کنید. تمام بازیگران "دست سرنوشت" از این متد بهره گرفتند. ما پیش از اولین فیلمبرداری نقش هایمان را به طور آزمایشی به شکل تئاتر بازی کردیم. ما حتی درباره ی بخشی از شخصیت مان که در فیلمنامه نوشته نشده بود نیز با یکدیگر صحبت کردیم. این صحبت ها ما را به یکدیگر بسیار نزدیک کرد. بینندگان می توانند این را کاملا لمس کنند.

• میتوانی شخصیت الیف را برای ما توصیف کنی؟
الیف علی رغم قبولی در دانشکده ی حقوق به دلیل وضعیت نامناسب مالی خانواده اش مجبور می شود که کارگر مزرعه شود. زندگی مادر و خواهرش تنها چیز باارزشی ست که در زندگی دارد. او کسی است که تا کنون عشقی را تجربه نکرده است. او به خاطر پول می پذیرد که وظیفه مادری بچه ی قهرمان و دافنه را برعهده بگیرد. پس او بدون داشتن هیچ گونه رابطه ی جنسی باردار می شود، مانند مریم مقدس! کمی بعد او درمیابد بچه ای که در رحمش حمل می کند همان فرزند خودش است.
• طریقه آشنایی شما و همسرتان چگونه بود؟
من و همسرم در سریال کاراداغلار با هم آشنا شدیم. رابطه ی ما کاملا لاکپشتی جلو رفت و کم کم با هم آشنا شدیم. جامعه گریزی هر دویمان ما را به هم نزدیک تر کرد.
• از ویژگی های همسرتان بگویید؟
او صمیمیت و سادگی عجیبی دارد. وقتی با او حرف میزنم نمی توانم بر چیز دیگری تمرکز کنم. او به چهار زبان مانند زبان مادری اش صحبت می کند. او در عین اینکه سنگینی یک مرد ترک را دارد در عین حال بسیار هم شوخ طبع است. او هوش زیادی هم دارد. می توان گفت یک آدم ایده آل است. از نظر من تنها مرگ می تواند ما را از هم جدا کند. احساس می کنم یک کانال ارتباطی قوی بین ما وجود دارد.

• آیا شما به هم حسادت می کنید؟ مثلا در صحنه های بوسیدن؟
بازیگری یک شغل است. بوسیدن در نقش های که بازی می کند اجتناب ناپذیر است. خود انسان هم به سختی آن را هضم می کند اما در شغل ما یک امر بدیهی ست. ما راجع به این مسائل با هم صحبت نمی کنیم. این به این معنی نیست که مسئله ی بی اهمیتی باشد.
• چگونه 10 کیلوگرم کم کردید؟
کالری مصرفی ام را کنترل و بیشتر پروتئین مصرف کردم و پیلاتس انجام دادم.
• دغدغه ی چه چیزی را دارید؟
من به حیوانات علاقمندم و حمایت از آنها دغدغه من است. درست است که بچه ها، انسان ها و قربانیان جنگ همه نیاز به کمک دارند اما در کنار آنها حیوانات نیز قربانیان دیگری هستند.
• کار با اوزجان دنیز چگونه بود؟
اوزجان دنیز یکی از حرفه ای ترین بازیگرانی ست که با او هم بازی شده ام. در کنار کار، روح تیمی و نحوه ی تعامل با نقش مقابل اهمیت زیادی دارد. از اینکه با او هم بازی شدم بسیار خوشحالم.

مطالب مرتبط

کدامیک از بازیگران زیر را به عنوان خوش تیپ ترین بازیگر مرد ترک می دانید؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
کدامیک از بازیگران زیر را به عنوان خوش تیپ ترین بازیگر مرد ترک می دانید؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

نقد سریال دست سرنوشت (خیانت با پوسته ای از عشق)

بیوگرافی خدیجه شندیل (کاراکتر الیف در دست سرنوشت)

بیوگرافی بگوم کوتوک ( کاراکتر دافنه در دست سرنوشت)

مریم اوزرلی شروع به یادگیری کار با اسلحه ها کرد

فحریه اوجن به بوراک: "چطور عاشقت نباشم؟" 

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید