شنبه, 28 اسفند 1395 00:40

آخر سریال اُکیا (بخش ششم) + عکس

کمال که با اسلحه به سراغ عامر رفته بود با رفتار اکیا که تظاهر به عشق عامر می کند از آنجا می رود اما همچنان به دنبال ردی از تهدید عامر می گردد. اکیا به خیانت زینب در لو دادن آنها پی می برد. عامر به زینب می گوید که هرگز پدر بچه ی او نمی شود. اکیا حقیقت را به لیلا اعتراف می کند اما مانع از گفتن او به کمال می شود. طوفان عشقش را به به آسو ابراز می کند و می گوید که به خاطر عشقش حاضر است او را به کمال برساند. اکیا که زینب را در اتاق عامر می بیند از شوهرش توضیح می خواهد اما بازهم چیزی دستگیرش نمی شود. زینب اسلحه را گرفته و به کمال می دهد و به او می گوید که اکیا و عامر در یک اتاق می خوابند.

حقی استعفای کمال را قبول نمی کند و عامر همسرش اکیا را مسئول پروژه مدرسه سازی می کند. اکیا به کمال قول می دهد که تمام بودجه ی پروژه را خودش به تنهایی فراهم کند و تصمیم به برگزاری یک مراسم خیریه می گیرد. کمال تصمیم می گیرد که پنهانی شرکتی را تاسیس و زهیر را رئیس آن کند. اکیا حتی با گذاشتن تله هم موفق به گرفتن مچ زینب و عامر نمی شود. عامر به طوفان دستور می دهد که زینب را برای سقط جنین به بیمارستان ببرد اما آسو زینب را از مهلکه به در می برد و کمال او را به خانه ی خودش می برد. عامر اکیا را به کلبه برده و در راه بازگشت به دلیل دستکاری ماشین توسط نظیف دستیار طوفان، نمی تواند ماشین را کنترل کند و به درخت برخورد می کنند اما چیزیشان نمی شود. عامر ابتدا به کمال مشکوک شده اما بعدا فکر می کند که حتما کار برادرش بوده است. لیلا که از مزاحمت های ویدا خسته شده از قادر کمک می گیرد تا حیدر و ویدا را از شرکت بیرون بیاندازد.

عامر به آسو مشکوک می شود. تانر که تصمیم به معرفی بانو به خانواده اش گرفته از طرف آنها پذیرفته نمی شود اما با بانو نامزد می کند. بانو که دلش برای او سوخته به اصرار عامر مجبور به ادامه ی بازی می شود. نظیف توسط طوفان کشته می شود. حقی تصمیم دارد که برای انتقام از قادر برای کاری که با مژگان کرد فرزندانش را قربانی کند. او یک اسلحه به آسو داده و از او می خواهد که از خودش محافظت کند. طوفان فلش را از آسو گرفته و به کمال می دهد. زینب به شرطی قبول می کند نزد اوزان برگردد که طی قراردادی همه ی اموال اوزان پس از طلاق متعلق به زینب شود. مراسم خیریه انجام می گیرد و در آن کمال فلش را به کمیسر می دهد و اوزان دستگیر می شود. در همین حین که پلیس به دنبال عامر می گردد او اسلحه را به سمت خواهرش گرفته است اما پیش از شلیک، پلیس وی را دستگیر می کند. آسو که فهمیده حقی او را فروخته حقیقت را به او نمی گوید. حقی تمام مدارک را گرفته و با گذاشتن یک نامه آنجا را ترک می کند. نامه ای که از حقیقت تلخ نقشه های او حکایت دارد. اکنون که آسو تنها شده کسی غیر از طوفان را ندارد.

کمال برای اطمینان از مجازات عامر فیلم آنشب را در اینترنت پخش می کند تا همه ببینند. عامر و اوزان به طور موقت بدون مجازات آزاد می شوند. اکیا عامر و زینب را در رستوران با هم می بیند و مطمئن می شود بچه او از عامر است. عامر در آنجا از زینب می خواهد تا برای اثبات عشقش به او آسو را برایش بیاورد. عامر آسو را به یک کارخانه ی متروکه می برد و زمانیکه می خواهد او را بکشد کمال سر می رسد و آسو به او می گوید که زینب از عامر باردار است. اما اکیا که تازه رسیده او را متقاعد می کند که برای آزار زینب این حرف را زده است. کمال که از این مسئله سخت ناراحت شده از زینب می خواهد که هر چه زودتر آن خانه را ترک کند. اوزان از زینب می خواهد که تست دی ان ای دهد اما کمال موافقت نمی کند. عامر به زینب می گوید که تست بدهد و بقیه را به عامر واگذار کند.

طوفان در حالی حقی را پیدا می کند که نزدیک مژگان خانه گرفته است. آسو به آنجا رفته و کمال هم به دنبالش می رود. حقی از آنها می خواهد که با هم ازدواج کنند و هرگز نزد او بازنگردند تا در امان باشند. کمال حلقه ی اکیا را در کنار چاه دفن کرده و به سمت آسو می رود. او با آسو پیشنهاد ازدواج می دهد و جواب مثبت می گیرد. عامر که همه چیز را شنیده خیلی زود این خبر را به گوش اکیا می رساند. عامر از تانر می خواهد که در فراری دادن اوزان و زینب از کشور با او همکاری کند. خیلی زود مراسم نامزدی آسو و کمال برگزار می شود.طوفان مدارک را به دست آورده و آسو کپی آنها را به عامر می دهد. همان شب اوزان و زینب می روند که از کشور خارج شوند اما عامر آنها را لو داده و دستگیر می شوند. اکیا با دیدن صحنه بوسیدن کمال و آسو بیهوش می شود و در بیمارستان عامر به حامله بودن او پی می برد اما از وی مخفی می کند. عامر و آسو تصمیم می گیرند که بچه را بکشند اما عامر پشیمان می شود.

کمال به پیامک های زینب دست می یابد و همه حقیقت را می فهمد. عکس های زینب و عامر به زندان برای اوزان فرستاده می شود و او به زینب زنگ می زند. پس از این اوزان را در زندان مسموم کرده و در بیمارستان به قتل می رسانند. حیدر با شنیدن این خبر سکته کرده و زنده نمی ماند. قادر حقی را پیدا کرده و از او درباره ی آسو می پرسد اما حقی می گوید آسو دختر او نیست و خودش را می کشد. کمال واقعیت را از زیر زبان زینب می کشد و اسلحه به دست به سراغ عامر می رود. او به عامر شلیک کرده و خودش را به پلیس معرفی می کند اما عامر زنده می ماند. زینب چمدانش رابسته و فرار می کند. کمال را به دادگاه می برند، اکیا بر علیه او شهادت می دهد و کمال به زندان می افتد... ادامه دارد ...  

کدامیک از بازیگران زیر را به عنوان خوش تیپ ترین بازیگر مرد ترک می دانید؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
کدامیک از بازیگران زیر را به عنوان خوش تیپ ترین بازیگر مرد ترک می دانید؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

خوش تیپ ترین بازیگر مرد ایرانی از نظر شما کیست؟
خوش تیپ ترین بازیگر مرد ایرانی از نظر شما کیست؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

زیباترین بازیگر زن ایرانی از نظر شما کدامست؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
زیباترین بازیگر زن ایرانی از نظر شما کدامست؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

بهتربن سریال ترکی تا کنون از نظر شما کدامست؟(دو مورد را انتخاب کنید)
بهتربن سریال ترکی تا کنون از نظر شما کدامست؟(دو مورد را انتخاب کنید)
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید