پنج شنبه, 31 فروردين 1396 22:59

آخر سریال اُکیا (بخش هشتم) + عکس

کمال همچنان به دنبال قاتل اوزان می گردد. عامر به نزد تانر رفته و به او می گوید اگر کمال به کند و کاوش ادامه دهد به تو می رسد. اکیا برای پرس و جو درباره ی مرگ اوزان پیش کمال می رود و کمال با خود عهد می کند که اکیا را به هر طریقی حتی با پیدا کردن قاتل اوزان مال خود کند. زینب که خیال می کند عامر به هاکان حسادت می کند با وی قرار می گذارد. عامر به خاطر می آورد که به آدمش زنگ زده و خواسته تا اوزان را بکشد. لیلا با قادر قرار شام می گذارد و درباره ی اکیا و عامر توافق می کنند. او از قادر می خواهد که اکیا را آزاد بگذارد تا عامر به چشم خودش ببیند که این دختر چه بلایی سر شرکت می آورد. آیهان که عاشق لیلا شده به رستوران رفته و با قادر درگیر می شود. آسو با عامر تماس گرفته و همه تصمیمات قادر درباره ی گرفتن سهام از عامر و دادن آنها به آسو را برای برادرش تعریف می کند. آنها با یکدیگر توافق می کنند که قادر را از سر راه بردارند. کمال مچ زینب را در جاسوسی برای عامر می گیرد و میانه ی خواهرش با عامر را بر هم می زند. ویدا دفتر خاطرات اکیا که درباره ی دنیز نوشته را به شرکت برای کمال می فرستد اما فهیمه مادر کمال سر می رسد و دفتر را با خود می برد. او اکنون می داند که دنیز نوه ی اوست.

 

قادر که اکنون دشمن آیهان شده تصمیم دارد که گاراژ او را از چنگش در بیاورد. کمال جریان عکس های فرستاده شده به اوزان را به اکیا می گوید و رابطه ی زینب و عامر را که هنوز ادامه دارد. آسو برای پرو لباس عروس می رود. آنها قرار است که سه هفته ی دیگر با هم عروسی کنند. اکیا می فهمد که مادرش دفتر را برای کمال فرستاده اما به دست او نرسیده است. ویدا به اکیا می گوید که فقط کمال می تواند از او حمایت کند. از طرفی فهیمه برای نوه اش اشک می ریزد و دفتر را به اکیا پس می دهد. او از اکیا می خواهد که رازش را در سینه نگه دارد و با گرفتن یکی از عکس های دنیز آنجا را ترک می کند. طوفان به دستور عامر مغازه ی پدر کمال را آتش می زند. کمال عکاسی که از خودکشی اوزان عکس گرفته را پیدا کرده و می فهمد صندلی کوتاه تر از آن بوده که اوزان خودش را دار زده باشد و کس دیگری او را دار زده است. از طرف دیگر زهیر مادر عامر را دزدیده و به خبرنگار ها اطلاع می دهد که مژگان کوزجواوغلو زنده است. کمال با این کارش بالاخره زهرش را به عامر می ریزد.

 

آیهان به لیلا اظهار عشق می کند. به دلیل جریان مادر عامر، قادر مورد بازجویی قرار گرفته و سهام شرکت به سرعت شروع به سقوط می کند. لیلا به اکیا می گوید که اکنون وقت صدمه زدن به عامر و شرکتش است. اکیا صبر می کند تا قیمت سهام به پایین ترین حد برسد و سپس شروع به صحبت با سهامداران می کند. کمال سهام را به پایین ترین قیمت می خرد. اکیا با گذاشتن شنود در اتاق عامر می فهمد که هاکان آدم عامر است. عامر از دکتر مادرش می شنود که مدت ها پیش علایم هوشیاری در مژگان دیده شده اما به دستور قادر او را بیهوش نگه داشته اند. فهیمه جریان دنیز را به آسو می گوید. کمال که در خانه ی لیلا به اکیا روبه رو می شود شب را در کنان او و دنیز می گذراند. فردا صبح او از ازدواج با آسو منصرف شده است و حلقه را به او پس می دهد.

آسو نزد فهیمه رفته و گریه کنان به او می گوید که کمال ترکش کرده است. فهیمه به او قوت قلب می دهد و متقاعد می کند که تسلیم نشود. در خاطرات تانر مشخص می شود که او کسی بوده که اوزان را حلق آویز کرده است. کمال در جریان تحقیقات قتل اوزان به اسم رشات سالکین بر می خورد، اسمی که لو رفتنش بیش از هرکس عامر را می ترساند. عامر تصمیم می گیرد که رشات را از بین ببرد و قتل او را به گردن کمال بیاندازد. از سوی دیگر کمال نیز برای کشیدن رشات به سوی خودش نقشه دیگری در سر دارد. آیهان نزد کمال رفته و با او درباره ی علاقه اش به لیلا صحبت می کند. کمال به او اخطار می کند که اگر لیلا را آزار دهد با او طرف خواهد بود در غیر این صورت با رابطه او با لیلا مشکلی ندارد.

 

اکیا به لیلا اعتراف می کند که کمال او را بوسیده و اینکه خودش هم هنوز عاشق اوست اما لیلا او را به یاد گذشته و کارهایی که از عامر بر میاید می اندازد تا وی را منصرف کند. کمال متوجه می شود که راننده ی اکیا همان برادر هاکان است. عامر که متوجه جدایی آسو از کمال شده از یکی از دوستان روزنامه نگارش می خواهد که خبر دروغی را برای او چاپ کند. با چاپ خبر حاملگی آسو از کمال سویدری همه متعجب و عامر خوشحال می شود. کمال که از دیدن این خبر بسیار عصبانی شده به خانه می رود و با آسو دعوا می کند. آسو ادعا می کند که روحش هم از این ماجرا خبر ندارد. آیهان با لیلا به ساحل می روند و قادر که با خبر شده برای آنها صحنه سازی می کند. آنها یک اسلحه در ماشین آیهان جاسازی می کنند و پلیس را سراغ آنها می فرستند. پلیس آیهان را برای بازجویی با خود می برد ولی موفق نمی شود ارتباطی بین او و اسلحه پیدا کند. آنها آیهان را تا روز دادگاه آزاد می کنند و او برای عذرخواهی نزد لیلا می رود. لیلا که به او اطمینان دارد او را سرزنش نمی کند.

قادر برای مجرم نشان دادن کمال صحنه سازی کرده و اکیا که دزدیده شده به کمال زنگ زده و از او کمک می خواهد. کمال به آن سردخانه رفته و اکیا را نجات می دهد. در راه بازگشت متوجه می شوند که آسو دست به خودکشی زده و نامه ای برای کمال به جا گذاشته است ... ادامه دارد ...

 

کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

 

1 نظر

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید