سه شنبه, 02 خرداد 1396 14:25

خلاصه سریال جزر و مد (بخش دوم)

برن که خواهر میراست با گیرای آشنا شده و صحبت های مرت و ایلول برای منصرف کردن او فایده ای ندارد. مرت یامان را خبر کرده و به بهانه ای به خانه می فرستد. یامان در برابر اصرار سلیم به ماندن در عمارت مقاومت کرده ولی موبایل را از سلیم می گیرد. سلیم در ایمیلی جریان بی گناهی یامان و دزدی اورکون را به فاروک اطلاع می دهد. اورکون به بار محل کار یامان می رود و کاری می کند که یامان از کارش استعفا داده و آنجا را ترک می کند. مرت که دوباره رد یامان را گم کرده سخت ناراحت است. از طرفی عاصم از فاروک می خواهد که مسئله ی دزدی اورکون را فراموش کرده و به شراکت با میتات (پدر اورکون) فکر کند.

 


اورکون خودش را برای خواستگاری از میرا آماده کرده و بقیه دوستان مشغول ساخت فیلمی برای اسقبال از میرا هستند. هاله که از این موضوع ناراحت است موقعیتی را برای عشق بازی با اورکون فراهم کرده و از این اتفاق فیلم می گیرد. از طرفی حسن جریان رابطه ی گیرای با عایشه را به کنان که در زندان است خبر می دهد.
یامان به سر جلسه ی امتحان می رود و میرا هم همان روز به ترکیه بازمی گردد. هاله از غفلت بقیه استفاده کرده و فیلم عشق بازی خودش و ارکون را با فیلم استقبال عوض می کند و سپس به بهانه ای آنجا را ترک می کند. میرا که یک روز زودتر برمی گردد به سر جلسه ی امتحان یامان رفته و او را غافلگیر می کند. میرا به یامان ابراز دلتنگی کرده اما یامان به او می گوید که تا اورکون در زندگی اوست از یامان حرف محبت آمیزی نخواهد شنید.
فاروک و عاصم کایا وانمود می کنند که دزدی کار راننده ی اورکون بوده و از یامان عذرخواهی می کنند. یامان تصمیم می گیرد که به خانه ی سلیم بازگردد. برن گیرای را هم به مهمانی دعوت می کند. یامان در مهمانی با گیرای و دوستش مهمت رو به رو شده و آنها را بیرون می اندازد. ایلول فیلم استقبال را نمایش می دهد اما همه از آنچه می بینند مات و مبهوت می شوند. میرا یک سیلی در گوش اورکون می زند و او را از خود میراند. مهمت که از یامان عصبانیست اسلحه به دست داخل می شود و در جریان درگیری بین او و یامان تیری از اسلحه شلیک شده و به دست اورکون اصابت می کند. هاله دست به خودکشی می زند و میرا از اورکون می خواهد که هاله را تنها نگذارد. معلم موسیقی میرا عوض شده و پسری به نام "تان" جای او را می گیرد. تان که دارای وسواس ذهنی ست بیشتر از دو سال است که به میرا علاقمند شده و برای نزدیک شدن به او تلاش می کند.

 


روابط سلیم و اندر که به دلیل پرونده ی تازه ی سلیم بر ضد عاصم است، سرد شده، با تلاش سلیم رو به بهبودی می رود. میرا با یامان قرار گذاشته و با هم به شهر بازی می روند. چرخ و فلک در همان بالا خراب شده و این فرصتی به آنها می دهد که حرف دلشان را به یکدیگر بگویند. میرا به یامان قول می دهد که هرگز قلبش را نشکند و در آنجا یکدیگر را می بوسند. "تان" در گوشه ای از شهر بازی با خشم و نفرت آن دو را تماشا می کند.
اورکون در پی ضربه زدن به یامان از حسن کمک می گیرد و حسن نیز نامه ی پدر یامان که سالها پیش نوشته را برای او می آورد. یامان با خواندن آن نامه به هم می ریزد و سلیم به او قول می دهد که پدرش را پیدا کند. یامان جریان زنده بودن پدرش را از مادرش پرس و جو می کند اما نوین زیر بار نمی رود. نوین به خاطر می آورد که برای نجات جان کنان که گروگان گرفته شده بود مجبور به لو دادن شوهرش می شود. او به یاد می آورد که پدر یامان کشته شده و از آنجا که چهره ی او در تاریکی بود به شک می افتد که شاید توران زنده باشد.
سوده جشن خیریه مد می گیرد و همه با لباس های فشن در آن شرکت می کنند. میرا و اورکون به عنوان زوج برنده شناخته شده و اورکون میرا را می بوسد. چیزی که یامان را دیوانه کرده و باعث می شود که درگیری بین آن دو مراسم را به هم بریزد. صدف با فاروک رابطه برقرار کرده و میرا آنها را در حال بوسیدن هم می بیند. یامان شبانه به خانه ی مادرش رفته تا سر از رابطه ی بین حسن و اورکون در بیاورد. میرا از تنهایی و ناراحتی به تان پناه می برد. اخبار مدام جریان یک سری قتل های زنجیره ای را نشان می دهد و تان نیز در حال پاک کردن خون از لباسش است که میرا سر می رسد. یامان آن شب می فهمد که نادر تورنج مسئول کشته شدن پدرش است.

 


سوده که متوجه رابطه ی بین شوهرش و صدف شده از او می خواهد که خانه را ترک کند. تان از میرا می خواهد که او را به جای دنجی ببرد. ایلول به چهره نگاری قاتل زنجیره ای و شباهتش به تان فکر می کند و این مسئله را با بقیه در میان می گذارد. بچه ها به سلیم خبر می دهند و یامان به تنهایی خودش را به باغ تان می رساند. او سرانجام موفق به نجات جان میرا شده و تان را به پلیس تحویل می دهد. اما مشخص می شود که آثار خون در خانه ی تان خون نبوده و رنگ روغنی بوده که برای کشیدن چهره ی میرا استفاده می کرده است. قاتل واقعی نیز که کس دیگریست دستگیر می شود.
اندر در زمین زدن پدرش با سلیم همراه شده و برای دور شدن از خشم عاصم استانبول را به مقصد آنتالیا ترک می کنند. یامان در یک کتاب فروشی شغلی پیدا کرده و با دوست دختر سابقش لیلا رو به رو می شود. توچه به مرت ابراز عشق کرده و او را می بوسد. میرا از رفتن به اسکی با مادرش و اورکون سر باز می زند و برای آماده کردن یک سورپرایز برای یامان به خانه سلیم می رود. مرت جریان بوسیدن توچه را برای ایلول می گوید اما او اهمیتی نمی دهد و این مرت را ناراحت می کند. دیدن مرت به همراه توچه در دانشگاه ایلول را که اکنون عاشق مرت شده آزار می دهد. یامان از لیلا درباره ی بارداری عایشه از گیرای می شنود و از گیرای می خواهد که مسئولیت بچه اش را بپذیرد... ادامه دارد ...

 

کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید