پنج شنبه, 04 خرداد 1396 00:30

داستان سریال قشر مرفه (بخش سوم)

جانسو و کرم شب عاشقانه ای را در کنار دریا می گذرانند اما با آمدن صبح شب رویا گونه ی آنها به آخر می رسد و هر دو به زندگی واقعی شان باز می گردند. از طرفی اجه پس از بوسیدن مرت بسیار ناراحت و پریشان شده و سعی می کند که از وی دوری کند. مرت تمام شب را تا صبح پشت در خانه ی اجه می گذراند اما اجه بدون توجه به او به اولیوا می رود. اکنون که مرت با بی توجهی اجه رو به رو شده سعی می کند تا با گرم گرفتن با یک دختر دیگر حسادت اجه را برانگیزد و موفق می شود. اجه که از ناراحتی به داخل کمدش رفته از جانسو می خواهد که او را در آغوش بگیرد اما با او آشتی نمی کند. اما همین هم برای خوشحالی جانسو کافیست.
متین که از خانه ی ثریا به بیرون انداخته شده نزد ایشیل می رود اما آنجا هم با رفتار بدی روبه رو می گردد. ایشیل از او می خواهد که نام "الا" را به داخل شناسنامه اش ببرد و تا اینکار را نکرده به آنجا برنگردد. متین که از اینجا مانده و از آنجا رانده شده چمدانش را گرفته و به هتل می رود.

 

"جان" با رو کردن مدارک بی کفایتی "بانو" از او می خواهد که خودش را از جریان شکایت کنار بکشد اما بانو نقشه ی دیگری می کشد. بدیعه با به عهده گرفتن بخش بزرگی از بودجه وقف، ثریا را به سمت همکاری با لونت سوق می دهد. ثریا که به نظر می رسد به لونت علاقمند شده با او قرار می گذارد تا درباره ی پروژه با یکدیگر گفتگو کنند. لونت موفق می شود تا با نشان دادن زندگی یک زن بی پناه ترحم ثریا را جلب کند به طوری که ثریا حاضر به کمک شخصی به این نوع افراد می شود.
اکنون که قلب اجه نسبت به جانسو نرم شده تنها یک مانع برای رابطه ی کرم و جانسو باقی مانده و آن هم دروغ هویت واقعی کرم است. کرم تصمیم می گیرد که واقعیت را به جانسو بگوید اما مرت که می خواهد مانع او شود با یک ماشین تصادف می کند. کرم و جانسو به بیمارستان می روند و اجه در سردخانه ی اولیوا زندانی می شود و بعد از چند ساعت بیرون آورده می شود. حال کرم بهتر شده و سراغ اجه را از کرم می گیرد.

 

جانسو به دنبال اجه می رود و او را به بیمارستان نزد مرت میبرد. اجه به محض دیدن مرت او را در آغوش کشیده و می بوسد. حرکتی که جانسو و ارجان را متحیر می کند. از طرفی جان پرونده ی شکایت مشتریان را با غرامت دادن به آنها می بندد. متین که بسیار عصبانی شده از جان می خواهد که در برابر این غرامت 10 نفر از کارمندان شرکت را اخراج کند. مرت یک هفته در بیمارستان بستری می شود و این روزها فرصتی برای نزدیک شدن این چهار نفر به یکدیگر می شود. ثریا کارش با لونت را توسعه داده و متین هنوز نتوانسته ایشیل را به آشتی راضی کند. متین سرانجام تصمیم می گیرد که نام الا را داخل شناسنامه اش ببرد.
مرت از کرم وقت بیشتری می خواهد تا کار الیوا را یاد بگیرد اما کرم همان شب واقعیت را به جانسو می گوید. جانسو که از این همه دروغ سخت ناراحت شده او را ترک می کند. صحبت های جان خواهرش جانسو را متقاعد می کند از عشقش دست برندارد. کرم جانسو را به خانه شان دعوت می کند و مرت با دیدن جانسو در آنجا با کرم درگیر می شود. جانسو که خود را برای گفتن واقعیت آماده کرده بود با وجود درگیری مجالی برای حرف زدن نمی یابد. مرت به الیوا رفته و در جای خودش با خبرنگاران مصاحبه می کند.
رابطه ی نزدیک لونت و ثریا از نگاه بدیعه دور نمی ماند. او با ثریا صحبت کرده و از او می خواهد با طلاق خودش را از این زندگی اجباری نجات دهد. جان با تعقیب پدرش متوجه می شود که او نام الا را داخل شناسنامه اش برده است و از آنها عکس می گیرد. او با استفاده از این عکس متین را تهدید می کند که کسی را اخراج نکند غافل از اینکه متین خودش برای اخراج این افراد دست به کار می شود. بانو عکس را برای ثریا فرستاده و باعث می شود او تردیدش برای طلاق را کنار بگذارد و از لونت کمک بگیرد.

 

مرت با کرم آشتی کرده و تصمیم می گیرد تا با تلاش و پشتکار کارها را فرا بگیرد و لایق ریاست باشد. جانسو به مرت 24 ساعت زمان می دهد تا حقیقت را به اجه بگوید و خودش نیز همین تصمیم را دارد. اما همان وقتی که او شروع به حرف زدن می کند مادرش با او تماس گرفته تا قرارش با مرت چالهان را به او اطلاع دهد. قراری که اینبار با حضور ثریا و بدیعه صورت خواهد گرفت.
ثریا برای دادن خبر درخواست طلاقش به متین همه ی خانواده را برای شام صدا می کند. اما ناراحتی جان از متین به دلیل اخراج کارمندان شرکت تمام برنامه های ثریا را بر هم می زند. به طوری که همه ی افراد خانواده به دعوا با هم مشغول شده و جان نیز از ناراحتی دچار حمله قلبی می شود. جان پس از بهبود حالش تصمیم به فروش سهامش گرفته و برای شروع زندگی رویایی اش آماده می شود.
از سوی دیگر تلاش های جانسو برای بیمار نشان دادن خودش به جایی نمی رسد و ثریا او را وادار به رفتن سر قرار می کند. اما مرت در میانه ی راه پشیمان شده و از ماشین پیاده می شود. او پس از اعتراف به عشقش به دختر دیگری، بدیعه را ترک می کند. بدیعه با شرمندگی سر قرار حاضر می شود غافل از اینکه جانسو از خوشحالی نیامدن مرت سر از پا نمی شناسد... ادامه دارد ...

 

کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید