شنبه, 06 خرداد 1396 23:25

آخر سریال اکیا (بخش نهم) + عکس

کمال و اکیا، آسو را به بیمارستان می رسانند و در آنجا بهبود می یابد. عامر به هاکان خبر می دهد که برای دستگیری کمال به بیمارستان برود اما کمال موفق می شود که فرار کند. پلیس جای کمال که نزد آیهان رفته را پیدا می کند ولی با خبر به موقع زینب آنها موفق به فرار می شوند. زینب عامر را در حال بوسیدن پیشانی آسو می بیند و فکر می کند که با هم رابطه دارند ولی به دلیل تهدید عامر نمی تواند جریان را به کمال بگوید. کمال با تهدید هاکان از او می خواهد که فیلم دزدیده شدن قادر را برای او ببرد. فهیمه به پیشنهاد اکیا نزد عامر رفته و به او می گوید که اگر شکایتش را پس نگیرد ماجرای دنیز را به کمال خواهد گفت. اما عامر اهمیتی نداده و فهیمه مجبور به ترک آنجا می شود. عامر از اکیا می خواهد که با کمال تماس گرفته و با او قرار بگذارد. پس از آن هاکان به عامر خبر می دهد که کمال تبرئه شده است.

کمال که آن شب اکیا و عامر را با هم دیده بوده از نقشه ی عامر با خبر می شود. او با دیدن کیف آسو به خاطر می آورد که این کیف را در خانه ی طوفان دیده و زمانی که صبح به سر قرار با اکیا می رود به او می گوید که می خواهد با آسو ازدواج کند. کمال قضیه شک کردنش به آسو را برای لیلا و آیهان می گوید. آنها تصمیم می گیرند که برای افشا شدن این راز به شهر محل تولد آسو بروند تا ببیند که آیا او خواهر عامر هست یا خیر. زینب برای پیدا کردن کسی که خبر بارداری آسو را پخش کرده از هاکان کمک گرفته و برای بهتر کردن رابطه اش با کمال صدای ضبط شده خبرنگار را به کمال می دهد. کمال عامر را تهدید می کند که دست از سر نامزدش بردارد. کمال نامه ای را به طوفان داده و از او می خواهد که آن را به رئیسش بدهد. اما طوفان که رابطه اش با آسو خوب نیست نامه را به عامر می رساند. نامه ای با مضمون :"برای اینکه برادرت را نابود کنی یک پیشنهاد دارم و قول می دهم که سهام کوزجواوغلو ها را به نامت کنم".

 

عامر موضوع نامه را به آسو خبر می دهد و با هم نقشه می کشند که به کمال ضرر مالی بزنند. آسو به اطلاعات شرکت و لپتاب کمال دسترسی پیدا کرده و برای عامر ارسال می کند. لیلا و آیهان گواهی تولد آسو را پیدا می کنند و اکیا متوجه قرار عامر با زینب می شود و آنها را تعقیب می کند. عامر ادعا می کند که درباره ی مرگ اوزان با زینب صحبت می کند. کمال آسو را در حال دادن فلش به عامر دیده و به اکیا هم که آنجا بوده می گوید که آسو خواهر عامر است. اکیا با آسو قرار گذاشته و از روی کلیدش کپی می کند ما چیزی در خانه او پیدا نمی کند. قادر سهامش را به آسو منتقل می کند ولی پیش از آن کمال با او ازدواج کرده است. کمال به شرکت آمده و می گوید اکنون من مالک بیشترین سهام شرکت کوزجواوغلو هستم. اکنون قادر و عامر در صدد پس گرفتن سهام از آسو هستند.
فهیمه از زینب می خواهد که با هاکان ازدواج کند چون دیگر نمی تواند او را در خانه تحمل کند. عامر از تارک می خواهد که دل کمال را به دست آورده و از پشت به او خنجر بزند. تارک هم قبول کرده و در اولین قدم ماجرای رابطه ی زهیر و زهرا را به کمال می گوید.  ویلدان شروع به تحقیق درباره ی گذشته ی آیهان می کند و لیلا را نیز به شک می اندازد. لیلا متوجه می شود که آیهان در اولین خلافش از پدر لیلا دزدی کرده بود. هاکان به خواستگاری زینب می رود اما پس از رفتن او جریان عشق زینب به عامر نزد حسین هم لو می رود. او دخترش را از خانه بیرون کرده و طرد می کند.

 

کمال متوجه می شود که رئیس بیمارستان اوزان از عامر پول زیادی گرفته و به خاطر می آورد که این مرد همان کسی بوده که به کمال گفته خون او به دنیز نمی خورد. زینب به هتل رفته و عامر به دنبال زینب به آنجا می رود. او زینب را به خانه ای برده و زمانیکه می خواهد به او پول دهد زینب نمی پذیرد و به هتل بازمی گردد. سپس عامر تصمیم می گیرد که اکیا و دنیز را به امریکا ببرد اما اکیا بلیط ها را پاره می کند. عامر برنامه ی یک مصاحبه را برای کمال می ریزد تا از کلماتش استفاده کند.
آسو با وانمود کردن ترس از عامر به خانه کمال رفته و تلفن کمال را به شماره عامر دایورت می کند. عامر با استفاده از کلمات کمال در مصاحبه با اکیا قرار می گذارد. در آنجا عامر وانمود می کند که دنیز را از پرتگاه انداخته در حالیکه دنیز در ماشین طوفان بوده. زینب عکسی که فهیمه مخفی کرده بوده را برای کمال می برد. کمال که اکنون شکش به یقین نزدیک شده تصمیم به اثبات این موضوع می گیرد.

 

لیلا به خانه ی عامر رفته تا پستانک دنیز را بردارد اما عامر تقلبی اش را آنجا گذاشته که لیلا واقعی را بر می دارد. آسو دوباره آن را با یکی دیگر عوض می کند. در نهایت کمال موی دنیز را به آزمایشگاه برده و مطمئن می شود که دنیز دختر اوست. او از خوشحالی اشک میریزد و نیهان را صدا می زند.

کمال با عصبانیت به سراغ اکیا می رود اما اکیا دفتر خاطراتش را به کمال داده و از او می خواهد که بعدا با هم صحبت کنند. مادر عامر چشمانش را باز کرده و عامر او را به بیمارستان می رساند. این غفلت عامر فرصتی به کمال می دهد تا شبی را کنار اکیا بگذراند. اما آسو که آنها را تعقیب کرده ترمز ماشین اکیا را بریده و باعث می شود که او در راه بازگشت کنترل ماشین را از دست بدهد و به یک درخت برخورد کند... ادامه دارد ...

 

کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید