یکشنبه, 07 خرداد 1396 22:02

داستان سریال بازگشت به خانه (بخش اول)

پینار زنی ثروتمند است که با مردی از قشر متوسط که کارمند سابق پدرش بوده ازدواج کرده است. سال ها از ازدواج این دو می گذرد و آنها صاحب دختری به نام الیف هستند. پس از مرگ پدر پینار، ریاست شرکت به دست فرشاد می افتد و آنها با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنند. تا اینکه فرشاد به دام رابطه با دوست صمیمی پینار که همان جانان است می افتد و این مسئله زندگی همه ی آنها را تغییر می دهد.
پینار که از همه جا بی خبر است جانان را بهترین دوست خودش می پندارد تا اینکه او را در آغوش فرشاد در خانه ی خودش می بیند. این مسئله او را دیوانه کرده و باعث دعوای سختی بین او و فرشاد می شود. دعوایی که منجر به صدمه ی شدید به پینار شده تا جایی که گمان می کنند که او مرده است. جانان از دوستش افراز که رئیس پلیس است و همچنین چنگیز که خلافکار است کمک می گیرد تا از شر جسد پینار خلاص شوند. آنها پینار را در ماشینش گذاشته و سعی می کنند که او را با ماشین به داخل دریا بیاندازند که فرشاد متوجه می شود پینار زنده ست.

 

آنها فرشاد را متقاعد می کنند که اکنون مردن پینار بهترین راه حل است و او را به دریا می افکنند. از قضا اورهان که در همان نزدیکی بود شاهد این ماجرا بوده و به برادرش یوسف خبر می دهد که پینار را از آب بگیرد. یوسف پینار را نجات داده اما افراز و چنگیز اورهان را دیده و به قتل می رسانند. ودات که عموی پینار است از او می خواهد که با تغییر چهره اش از آنها انتقام بگیرد. اکنون که پینار با عمل های جراحی متعدد چهره اش را تغییر داده خودش را لیلا نامیده و خواهر پینار معرفی می کند.
چندین ماه از گم شدن پینار گذشته تا جایی که همه او را مرده می پندارند. سپس به طور ناگهانی لیلا وارد زندگی فرشاد شده و دخترش الیف را ملاقات می کند. ابتدا کسی حرف او را باور نمی کند اما با جواب آزمایش دی ان ای نه تنها ثابت می شود که او خواهر لیلاست بلکه او صاحب بیش از نیمی از اموال پینار هم می شود. جانان که با افراز رابطه دارد و تنها برای مال و ثروت با فرشاد رابطه برقرار کرده نمی تواند این موضوع را بپذیرد. الیف که از جانان تنفر دارد به حرف های او گوش نمی کند. جانان نیز خشمش از الیف را با آزار دادن های مداوم این کودک و به تعبیری شکنجه کردن او دور از چشم های پدرش فرو می نشاند.

 

لیلا متوجه روزهای سخت الیف در جوار جانان می شود و احساس مادری بر او غلبه می کند. او به فرشاد پیشنهاد می کند که در برابر دادن سرپرستی الیف به او صاحب بقیه سهام شرکت شود. اما فرشاد که بر خلاف خائن بودنش، پدر مهربانی برای دخترش است این پیشنهاد را رد کرده و برای از دست ندادن الیف خیلی زود با جانان نامزد می کند.
از سوی دیگر وضعیت خانوادگی یوسف نیز به دلیل از دست دادن برادرش در هم پاشیده است. یوسف که سابقا به عنوان بادیگارد در کلاب چنگیز کار می کرده اکنون تنها به انتقام از قاتلین برادرش فکر می کند. چنگیز برای نزدیک بودن به یوسف به سودا (همسر اورهان) نزدیک شده ولی کم کم به او علاقمند می شود. چنگیز با آمدن به خانه ی آنها اسلحه ای که اورهان با آن کشته شده را در اتاق یوسف جاسازی می کند و پیدا شدن آن باعث فراری شدن یوسف می شود. لیلا که خود را مدیون یوسف می داند به او کمک کرده و در جهت رهایی اش تلاش می کند. اینجاست که یک رابطه ی احساسی میان لیلا و یوسف شروع به شکل گیری می کند.

 

یوسف تنها راه فرار از این تهمت را کشتن چنگیز می بیند و شروع به تعقیب او می کند. زمانی که او چنگیز را با سودا و برادر زاده اش می بیند دیوانه شده و چنگیز را می دزدد. او چنگیز را به شدت کتک زده و قصد کشتنش را دارد که لیلا سر می رسد و او را فراری می دهد. این مسئله باعث عصبانیت زیاد یوسف نسبت به لیلا شده اما در نهایت آن دو تصمیم می گیرند که برای انتقام با یکدیگر همکاری کنند.
افراز برای دیدن جانان به عمارت آمده اما مهتاب آنها را در حال بوسیدن هم می بیند و به لیلا خبر می دهد. به این صورت فرشاد با خبر شده و افراز نیز به این مسئله اعتراف می کند. زمانی که جانان خبر بارداری اش را به فرشاد می دهد با این سوال که " پدر بچه کیست؟" مواجه می شود. او که وانمود می کند مورد بی احترامی قرار گرفته، خانه را ترک می کند و به خانه ی لیلا می رود. اما لیلا دادن این خبر به فرشاد را حاشا کرده و به جانان پیشنهاد کمک می دهد.
چنگیز یکی از افرادش را به اداره پلیس می فرستد تا قتل اورهان را به عهده بگیرد. اکنون که قاتل پیدا شده یوسف تبرئه می شود. لیلا از یوسف می خواهد که در انتقام صبر و حوصله به خرج دهد. او یک ماشین به یوسف داده و سر و وضعش را هم تغییر می دهد. از طرفی فرشاد نزد جانان که برای سونوگرافی به بیمارستان رفته می رود و با او آشتی می کند.

 

ودات رازی را با لیلا درمیان می گذارد که او را از هم می پاشد و باعث می شود که کنترلش را از دست بدهد. اما یوسف او را آرام کرده و در این لحظات سخت در کنارش می ماند. لیلا که تنها کسی ست که درباره ی خانواده ی جانان اطلاعات دارد تصمیم می گیرد که به جانان از طریق نقطه ضعفش صدمه بزند. جاویدان که قبلا در یک بار کار می کرده مادر واقعی جانان است. آنها جاویدان را که مانند یک بمب ساعتی ست به عمارت می فرستند. حضور جاویدان در عمارت باعث درگیری بین جانان و فرشاد می شود. حضور جاویدان در عمارت، برای الیف که در تیر رس رفتارهای ظالمانه ی جانان قرار داشت فرصتی است تا نفس راحتی بکشد... ادامه دارد ...

کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید