دوشنبه, 08 خرداد 1396 16:27

داستان سریال قشر مرفه (بخش چهارم)

جان پس از فروش سهامش به الیوا رفته تا با جانسو خداحافظی کند. رفتار جان موجب شک جانسو شده اما او هیچ ایده ای ندارد که جان چه تصمیمی برای خودش گرفته است. جان به قایقش در اسکله رفته و موبایلش را نیز به داخل آب می اندازد. اکنون او آزاد است تا سفر رویایی به سمت آرزوهایش را آغاز کند. جانسو در هر فرصتی سعی می کند تا سر حرف را با کرم باز کند و حقیقت را به او بگوید اما هر بار اتفاقی می افتد و جلوی او را می گیرد.
کرم نقشه ای می کشد تا هر چهار نفر با هم به شهر بازی رفته و در آخر مرت واقعیت را به اجه اعتراف کند. همه چیز خوب پیش می رود اما زمانی که مرت لب به گفتن حقیقت می گشاید رفتار پریشان جانسو مانع او می شود. جانسو که در اخبار درباره ی پیدا شدن کشتی جان کوران بدون سرنشین شنیده شروع به گریه می کند. او به کرم می گوید که برادرش تصادف کرده اما اجازه نمی دهد که کرم او را همراهی کند.

 

ثریا که تصمیمش درباره ی طلاق را قطعی کرده بر سر تملک اموال با وکیلش لونت به گفتگو می نشیند. او تنها سرمایه ی پدرش را که در شرکت گذاشته شده می خواهد و باقی چیزها را برای متین می گذارد. اما پیامی از جانب ایشیل تصمیم او را تغییر می دهد. ایشیل عکسی از خودش و متین در کنار خانه ای که تازه خریده اند برای ثریا می فرستد و باعث می شود تا ثریا تصمیم بگیرد تا برای گرفتن نیمی از ثروت خانواده مبارزه کند. او به علاوه تصمیم می گیرد که برای خوردن شام با لونت بیرون برود. ثریا که از صحبت های دیشبش با جان پشیمان شده پیغامی برای او می گذارد و از او عذرخواهی می کند. لحظاتی بعد تماسی با او گرفته می شود و جریان گم شدن جان را به او اطلاع می دهد.
کل خانواده به اسکله رفته اما خبری از جان پیدا نمی شود. بعد از 72 ساعت از گم شدن اگرچه جسدی پیدا نمی شود اما احتمال زنده بودنش نیز وجود ندارد. کرم که موفق به تماس با جانسو نمی شود به الیوا رفته تا آدرس جانسو را از پرونده اش بردارد اما آنجا هم هیچ اطلاعاتی از او نیست. بالاخره جانسو به خانه ی کرم رفته و گریه کنان می گوید که برادرش را از دست داده است. کرم به اجه می گوید تا خانه اش را برای جانسو آماده کند. هر چهار نفر به آنجا رفته و سعی می کنند که روحیه جانسو را بهتر کنند.

 

از طرفی لونت که سخت نگران ثریا است از بدیعه می خواهد که او را برای دیدن ثریا همراهی کند. او که سخت عاشق ثریا شده به او قول می دهد که هرگز تنهایش نخواهد گذاشت. ایشیل که در حال از دست دادن ویلا ست یکی از چک های متین را دزدیده و پیش پرداخت ویلا را می دهد. اما متین از اینکه ایشیل در چنین شرایطی هنوز به فکر ویلاست عصبانی شده و او را ترک می کند.
جانسو که اجازه ی حضور کرم در مراسم ختم برادرش را هم نمی دهد او را سخت ناراحت می کند. خبری مبنی بر خودکشی جان در روزنامه چاپ می شود که همه ی آنها را از هم می پاشد. بدیعه به الیوا آمده و با به همراه داشتن کت و شلوار مشکی از مرت می خواهد که در مراسم ختم جان شرکت کند و او هم قبول می کند. جایی که مرت در نهایت جانسو را در کنار کوران ها میبیند و شگفت زده می شود. او با جانسو حرف زده و برای ناراحت کردن کرم سرزنشش می کند.
مرت با فهمیدن واقعیت جانسو تازه متوجه می شود که چه دروغ ناراحت کننده ای به اجه گفته است. او سریعا خودش را به اجه که در بازار است می رساند و حقیقت را به او اعتراف می کند. اجه که روزهاست برای خرید یک پیراهن برای مرت تا در جلسه بپوشد پس انداز کرده است، پیراهن را به عنوان آخرین هدیه به مرت داده و او را ترک می کند. او به محض رسیدن به خانه به جانسو زنگ زده و همه چیز را می گوید.

 

ایشیل با به دست گرفتن کلید ویلا به خانه ی ثریا رفته و ادعا می کند متین این خانه را دیروز برایش خریده است. ثریا که از این بی عاطفگی متین دیوانه شده او را در برابر چشم میهمانان از خانه بیرون می اندازد. متین با عصبانیت به خانه ایشیل رفته تا او را از زندگیش بیرون کند اما با تهدید ایشیل روبرو شده و همانجا می ماند.
ثریا که حال خوشی ندارد از جانسو می خواهد که کنارش بماند و این نهایت آرزوی چندین ساله ی جانسوست. ثریا از جانسو می خواهد که پولی را برای فیلیز خانم که از شوهرش فرار می کند ببرد.کرم جانسو را تعقیب کرده و متوجه می شود که خانه ای که جانسو رفته خانه ی زنی ست که با دخترش از دست شوهر سابقش فرار می کند. او اکنون فکر می کند آنچه شنیده همان رازی ست که جانسو به او نگفته است.
لونت به دیدن ثریا رفته و او را به پیست بوکس می برد تا خشمم را خالی کند. همانجا ثریا تصمیم می گیرد که پرونده طلاق را هر چه زودتر باز کرده و برای دادن این خبر به متین به خانه ایشیل می رود. در آنجا متین با شنیدن حرف طلاق به ثریا التماس می کند که ترکش نکند. رفتار متین در برابر ثریا باعث می شود که ایشیل او را از خانه بیرون کرده ولی ثریا او را به عمارت می برد. ثریا تصمیمش درباره ی به تعویق انداختن طلاق را به لونت اطلاع می دهد اما این خبر لونت را دیوانه می کند. او به دم خانه ی ثریا رفته و به او اظهار عشق می کند. ثریا عشق او را پذیرفته ولی از او کمی فرصت می خواهد.

 

بدیعه به الیوا آمده و سعی می کند در مورد دختری که مرت دوست دارد اطلاعاتی کسب کند. اما او نه از مرت و نه از کرم چیزی نمی شنود. مرت به عمارت کوران رفته تا با جانسو صحبت کند. او همه ی آنچه که سر راه عشق آنهاست برای جانسو بازگو می کند اما جانسو با تمام این مشکلات مرت را انتخاب می کند. او می رود تا واقعیت را به کرم بگوید... ادامه دارد ...

کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
کدامیک از سریال های جدید را بیشتر می پسندید؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

1 نظر

  • پاسخ دهید سه شنبه, 23 خرداد 1396 02:59 فرستاده شده توسط سعیده

    من سریال هسل را متفاوت با سریالهای دیگر می‌بینم و بسیار آموزنده برای کسانیکه در چنین شرایطی زندگی میکنند

    گزارش کردن

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید