دوشنبه, 29 خرداد 1396 23:43

خلاصه سریال فصل گیلاس (بخش اول)

(اویکو) دختری ست که یکی از بزرگترین آرزوهایش طراح مد شدن است. او (اُنَم دینچَر) را به عنوان الگو خود می داند و تلاش می کند طراحی هایش را به دست او برساند اما از آنجایی که اُنَم سرش خیلی شلوغ است (اُلجای) یعنی دست راست اُنَم، طراحی های اویکو را از او گرفته و تا بعد از بررسی با او تماس بگیرد اما تا دو ماه خبری از او نمی شود. مته کسی ست که اویکو به او عشق یک طرفه دارد. اویکو در حین رفتن به دانشگاه با آیاز (پسر عیاش اُنم) که شریک مته نیز هست بر سر تاکسی گرفتن دعوا کرده و هر دو سوار اتوبوس می شوند. داخل اتوبوس با ترمز راننده گوشی هایشان جا به جا شده و اویکو مجبور می شود به محل کار آیاز رفته و تلفن خودش را پس بگیرد. مته برای کادوی تولد خواهرش بورجو از اویکو که دوست صمیمی اوست کمک میگیرد. اویکو به همراه مته به مغازه لباس فروشی دوستش شیما می رود جایی که شیما به مته علاقمند می شود.. شیما خودش را همراه اویکو در جشن بورجو جا می کند و در آنجا با خواندن آهنگی برای مته او را به دست می آورد. اویکو با گریه از آنجا بیرون می رود و مدتی افسرده می شود. انَم و پدر مته (بُلنت) که هر دو همسرانشان را از دست داده اند مخفیانه با یکدیگر رابطه دارند. آیاز دوربین عکاسی اش را در زمین فوتبال محله اویکو جا گذاشته و وقتی بر میگردد دوربینش را دست برادر شیما (جم) و برادر اویکو می بیند. ایاز پس از کتک خوردن از آنها شکایت می کند. اویکو برای پیدا کردن شاکی تلاش می کند و در نهایت می فهمد که شاکی همان ایاز است. ایاز برای دادن رضایت اویکو را اذیت می کند اما در نهایت و نا خواسته عاشق اویکو می شود. او همچنین به راز اویکو که همان عشق مته است پی می برد.

 

اُنم طرح های اویکو را دیده و عاشق طراحی ها می شود و از اولجای می خواهد سریعا اویکو را نزد او ببرد. مته ، آیاز و شیما را با هم آشنا می کند اما آنها قبلا با هم آشنا بودند! شیما قبل از مته با رضا، (یکی از مشتری های متاهل آیاز و مته) رابطه داشته و آیاز او را از آنجا می شناسد .اگر چه ایاز جلوی مته به روی خود نمی آورد ولی مته به رفتار آنها شک می کند. آیاز این قضیه را برای (ایلکر)،(مرد متاهل خوشگذرانی که دوست صمیمی مته و آیاز است) می گوید. اویکو به اشتباه قهوه اش را روی طرح های معماری آیاز می ریزد و آیاز شرط می گذارد که اگر اویکو به او در تکمیل طرح هایش کمک کند او هم برگه پس گرفتن شکایتش را امضا خواهد کرد.
مته از بد شانسی اویکو، آن شب به خانه آیاز می رود تا مطمئن شود که آیاز و شیما همدیگر را نمی شناسند. اویکو در دستشویی مخفی می شود و چیزی نمی گذرد که ایلکر با یک دختر در خانه آیاز را می زند و سپس هم زن ایلکر (سیبل) برای مچ گیری شوهرش به آنجا می رود. ولی سازماندهی دوستان باعث می شود که سیبل چیزی نفهمد.

 

آیاز به وسیله تلفن مته با اویکو قرار می گذارد و اویکو به هوای مته به قرار می رود و آیاز قول میدهد که شکایتش را پس بگیرد، حرف هایشان بینشان بماند وخلاصه دلیلی برای ملاقات دوباره آنها نباشد. بورجو از طرف اویکو یک بسته سفارشی برای برادرش مته می فرستد که در آن اینگونه به نظر میرسد که اویکو به مته اعلان عشق کرده است. اویکو به محض فهمیدن دست به کار می شود تا از رسیدن آن بسته به دست مته جلوگیری کند. اویکو مجبور می شود برای اینکه مته چیزی نفهمد تظاهر کند آن بسته متعلق به آیاز هست. آیاز هم چون هم اویکو را دوست دارد او را همراهی می کند.
مته با بودن آیاز با اویکو بخاطر عیاش بودن آیاز مخالفت نشان می دهد و شیما از این بابت حسادت می کند. شیما متوجه می شود که رضا و مته یکدیگر را می شناسند. شیما اعتراف عشق اویکو به آیاز را به مادر اویکو می گوید. امره جان بورجو را نجات می دهد و با خانواده او آشنا می شود و پدر بورجو از امره خوشش می آید. برای شام اویکو، آیاز، مته و شیما بیرون می روند. آیاز به بهانه اینکه اویکو لایقش به نظر بیاید او را به مزون مادرش انم می برد و از آنجا لباسش را انتخاب می کند. برای آخر هفته برنامه می ریزند که ماهی گیری بروند و اویکو و آیاز در آنجا اعتراف کنند که چیزی بینشان نیست. اما اویکو برای نرفتن با ایاز بهانه سرما خوردگی می آورد و آیاز هم مچش را گرفته و اورا با خود به کافه ایلکر ( محل قرارشان) می برد. در آنجا شیما اینکه اویکو تا به حال کسی را نبوسیده را مطرح می کند و اویکو از روی لج آیاز را می بوسد.

 

اویکو آنجا را ترک می کند و آیاز به دنبال او می رود. رضا به محل کار شیما می رود و دعوایشان می شود و شیما اخراج می شود. اولجای به دم در خانه اویکو میرود ولی اویکو خانه نیست. شیما خودش را کسی که به اویکو ایده داده است معرفی می کند و ادعا می کند که بهتر از اویکو هم می تواند پروژه فصل گیلاس اویکو را توصیف کند و در جریان همه چیز هست. در همین حین هم اُنم حالش بد می شود و به آیاز خبر می دهند. اویکو هم که پیش آیاز است با او می رود و قبل از رسیدن شیما او پروژه خود را به دست می گیرد. شیما و اولجای نقشه میکشند که کاری کنند اویکو به جلسه ای که خیلی برای اُنم مهم است و به اویکو سپرده بوده نرسد و شیما جای اویکو جلسه را نجات می دهد. با این کار آنها اویکو اخراج می شود.
اُنم که در کار خیلی کینه ای است این کار اویکو را با وجود اصرار فراوان آیاز و دیگران نمی بخشد. آیاز برای کمک به اویکو پیش خود فکر کرد برای او کاری راحت با درامد بالا در شرکت خود مهیا کند اما اویکو از این کار آیاز خیلی عصبانی می شود. چون او می خواهد کارش را با زحمت و تلاش خود بدست بیاورد نه با کمک دیگران. بورجو با دوری کردن توجه امره را به خود جلب کرد. سیبل مچ ایلکر را گرفته و از خانه بیرونش می اندازد. آیاز با لباس ورزشی وارد کلاس اویکو می شود و از اویکو معذرت خواهی می کند و آشتی می کنند. شیما برای ظاهرسازی نزد همه از انم میخواهد که به اویکو یک شانس دوباره بدهد و انم هم شرط می گذارد که اویکو نباید جلوی چشم او بیاید.

 

انم و بلنت تصمیم می گیرند که روز تولد بلنت با هم بودنشان را اعلام کنند و آیاز و اویکو هم با هم نبودنشان را! اویکو مانع می شود که ایاز رابطه ی شیما و رضا را نزد مته فاش کند. از طرفی سیبل با حرف های ایلکر از طلاق منصرف می شود. اما اتفاق غیر منتظره ای تمام محاسبات را بر هم می زند. اتفاق غیر منتظره همان پیشنهاد ازدواج مته به شیما است که نمی گذارد انم و بلنت واقعیت رابطه شان را به همه بگویند... ادامه دارد ...

نویسنده: Anita-N

1 نظر

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید