سه شنبه, 30 خرداد 1396 23:14

داستان سریال بازگشت به خانه (بخش دوم)

جاویدان که قصد رفتن از خانه ی فرشاد را ندارد برای سکوتش در برابر گذشته ی خود از جانان حق السکوت می گیرد. سودا متوجه می شود که چنگیز قاتل شوهرش بوده و از عصبانیت او را به قتل می رساند. گردنبند پینار شک فرشاد را برمی انگیزد تا جایی که باور می کند پینار زنده ست و از لیلا می خواهد که جای او را به وی نشان دهد. لیلا او را به محل سقوط پینار می برد و احساسات فرشاد را به چالش می کشد. در آنجا فرشاد سعی می کند که لیلا را ببوسد که لیلا از این کار ممانعت می کند. ایپک که آنها را تعقیب کرده از آن دو عکس می گیرد و به یوسف می گوید که لیلا او را بازی داده است. از طرفی فرشاد از لیلا می خواهد که با آنها زندگی کند تا بتواند بیشتر در کنار الیف باشد.
جانان که از سقط جنینش عصبانی ست الیف را زندانی می کند اما جاویدان دلش به حال الیف سوخته و او را بیرون می آورد. یوسف که عکس های ایپک را می بیند دچار شک شده و ایپک نیز از او می خواهد فرصتی بدهد تا عشقش را به او ثابت کند. فرشاد و لیلا، جانان را در حال سیلی زدن به الیف غافلگیر می کنند اما جانان باز هم می تواند با دروغ فرشاد را قانع کند که تقصیری ندارد. لیلا با دیدن رفتار جانان با الیف پیشنهاد فرشاد برای زندگی کردن در آن خانه را قبول می کند.

 

جانان که متوجه توجه خاص فرشاد به لیلا شده او را تهدید می کند که در صورتی که به او هم مانند پینار خیانت کند جریان قتل پینار را به همه گفته تا او را به زندان بیاندازد. افراز به جرم قتل چنگیز به زندان افتاده و چاقویی زیر تختش در خانه پیدا می شود. او از فرشاد می خواهد که به طریقی او را از زندان بیرون بیاورد وگرنه فیلم اعترافات او را پخش خواهد کرد. یوسف که به نزدیکی لیلا با فرشاد حسادت کرده رابطه اش با ایپک را نزدیکتر می کند. مسئله ای که باعث ناراحتی لیلا شده و احتمال برملاشدن نقشه شان را زیاد می کند.
وصیت نامه ی چنگیز به دست سودا می رسد و در کمال ناباوری می بیند که او اکنون صاحب تمام ثروت چنگیز است. او که این ثروت را به مثابه ی خون بهای شوهرش می بیند با وجود اعتراض مادر شوهرش آن را قبول می کند. او دست پسرش را گرفته و به خانه ی چنگیز نقل مکان می کند. سودا همچنین ریاست کلاب چنگیز را هم به عهده می گیرد. مادر یوسف هم که از نوه اش دور شده چاره ای جز رفتن و زندگی کردن در کنار سودا نمی یابد.
جانان از رفتار گستاخانه ی آراز که پسر خدمتکار خانه ست ناراحت شده و از فرشاد می خواهد که آنها را اخراج کند اما فرشاد از او می خواهد که یک شانس دیگر به آنها بدهد. یوسف که به هویت لیلا شک کرده به کمک ایپک درباره ی پینار و خانواده اش تحقیق می کند اما اثری از خواهر یا برادر در گذشته ی او نمی یابد.

 

افراز آزاد شده اما از کار اخراج می شود. یوسف که فهمیده ودات بچه ای داشته که گم شده شک می کند که لیلا دختر ودات باشد. نتیجه دی ان ای جانان از بچه اش آماده می شود و مشخص می شود که بچه از فرشاد بوده است. ودات از لیلا می خواهد که درباره ی پدر بچه ی جانان به افراز دروغ بگوید تا آنها را به جان هم بیندازد. افراز پس از صحبت با لیلا با اسلحه سراغ فرشاد میرود اما با کمک یوسف کسی آسیبی نمی بیند.
فاطمه و طاهر که مادر و پدر آراز هستند راز بزرگی را پنهان می کنند و ترس همیشگی افشا شدن این راز همیشه با آنهاست. در همین اثنا فردی به نام آدم با طاهر تماس می گیرد و ادعا می کند زمان آن رسیده که همه حقیقت را بدانند. ودات در گذشته صاحب پسری بوده که گم شده و آن پسر کسی نیست جز همان آراز که اکنون به عنوان پسر خدمتکار در عمارت فرشاد زندگی می کند. او که پسر شوخ طبع و سرزنده ایست بیشتر وقتش را با معاشرت با دختران جوان می گذراند و اکنون مسئولیت رانندگی جانان را به عهده گرفته است.
جانان از دوست مادرش نژاد می خواهد که کسی را برای او به قتل برساند و او هر اندازه که بخواهد به وی خواهد پرداخت. جاویدان که به ماندگار بودن جانان در آن عمارت امیدی ندارد تصمیم می گیرد که با کمک نژاد از خانه او دزدی کند. لیلا که به صمیمیت یوسف و ایپک حسادت می کند تصمیم می گیرد که دست از انتقام بردارد و به دنبال عشق برود اما یاد چهره ی گذشته ی پینار مانع او می شود.

 

آدم که چیزی تا مرگش نمانده ودات را صدا می کند تا جای پسرش را به او بگوید اما فاطما قبل از همه به خانه ی آدم رفته و او را خفه می کند. یوسف از درویش می خواهد که به سودا کمک کند و در کنارش باشد. او به علاوه نزد ودات می رود تا درباره گذشته ی پینار اطلاعات جمع کند. مادر پینار که زنی به نام شایان است بر خلاف تصور همه هنوز زنده ست و به دنبال پسرش می گردد. شایان که همسر رایف بود با ودات به او خیانت می کند و پسر آنها به محض به دنیا آمدن توسط رایف به آدم داده می شود تا مفقود شود. رایف همچنین با شلیک یک گلوله قصد جان شایان را می کند.
یوسف ودات را تا خانه ی آدم تعقیب می کند و می فهمد که او یک پسر گمشده دارد. جانان که از یکی از دوستانش درباره ی فرشاد و لیلا شنیده به هتل رفته تا آنها را غافلگیر کند اما با جلسه کاری آنها روبه رو می شود و خجالت زده از آنجا خارج می شود. او در راه برگشت آراز را که به دنبالش آمده در داخل آسانسور می بوسد ... ادامه دارد ...

2 نظر

  • پاسخ دهید یکشنبه, 10 دی 1396 10:12 فرستاده شده توسط sanaz

    سلام
    امکانش هست قسمت آخر سریال بازگشت به خانه بزارین ؟
    خیلی ممنون

    گزارش کردن
  • پاسخ دهید دوشنبه, 06 شهریور 1396 03:31 فرستاده شده توسط شیدا

    سلام خواستم بدونم اون قسمت که فاطما میاد و آدم رو میکشه کدوم قسمت سریال میشه.قسمت چندم بخش چندم.ممنونم از شما

    گزارش کردن

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید