یکشنبه, 04 تیر 1396 18:48

داستان سریال قشر مرفه (بخش آخر) + عکس

کرم که می بیند جانسو قصد بخشیدن او را ندارد او را به داخل خانه برده و خانه ی خالی را به او نشان می دهد. او درباره توقیف اموال که مسبب آن خانواده ی جانسو بوده اند و اینکه ثریا او را متهم به چشم داشتن به ثروت کوران ها می کند به او گفته و وی را متعجب می سازد. جانسو اگر چه از بابت این اتفاقات ناراحت و شرمنده می شود اما کرم را به خاطر لو دادن پدرش نبخشیده و بعد از پس دادن گردنبند آیشن، کرم را ترک می کند. لونت که از جانسو درباره درخواست طلاق ثریا شنیده، نزد او رفته و می خواهد که وکالت پرونده ی وی را به عهده بگیرد. ثریا قبول کرده اما متین می آید و درگیری بین او و لونت رخ می دهد.

 

ییلماز و آیشن به درخواست کرم به خانه برمی گردند و موعد جراحی بدیعه فرا می رسد. ثریا که سعی دارد هر طور که شده کرم را از جانسو دور کند برای این کار از پدر و مادر کرم کمک می گیرد. متین وقتی می بیند هیچ راهی برای جلوگیری از طلاق ثریا نمی یابد تصمیم می گیرد که با عکس گرفتن از او با لونت همسرش را تهدید کند. جراحی بدیعه موفقیت آمیز به پایان می رسد و همه را خوشحال می کند. آیشن و ییلماز با نقشه ثریا به طور جداگانه جانسو و کرم را به خانه شان دعوت کرده و زمانیکه آن دو به آنجا می رسند ثریا را نیز در آشپزخانه می بینند. اما اتفاقات آنطور که انتظار می رود پیش نرفته و دعوای سختی بین ثریا و آیشن درمیگیرد. از طرفی کرم و جانسو اتاق را ترک کرده و یکدیگر را می بوسند و آشتی می کنند.


ثریا که می بیند نقشه اش به خوبی پیش نرفته جانسو را در خانه زندانی کرده و از بانو می خواهد تا نقشه اش را عملی کند. بانو نزد کرم رفته و با او از در دوستی در می آید و از او می خواهد که کمی از خصوصیات خوب بانو را برشمارد. بانو که صدای کرم را ضبط کرده می خواهد که در آینده از آن استفاده کند. ثریا و لونت عکاس متین را در حین جاسوسی غافلگیر کرده و به نقشه ی متین پی می برند. لونت با جانسو درباره ی کرم صحبت می کند و به جانسو توصیه می کند که او را از دست ندهد.
اجه که برای جلب نظر بدیعه دوستان او در وقف را به اولیوا دعوت کرده نمی تواند مرت را متقاعد کند که دست در دست او در مقابل همه ظاهر شود. اما مهمانان که از غذا و پذیرایی او خوششان آمده از او تشکر می کنند. بانو صدای ضبط شده ی کرم را به پدرش داده و ادعا می کند که کرم به دنبال نزدیک شدن به اوست و از متین می خواهد که کرم را به جای خودش به زندان بیندازد. ثریا نزد ایشیل رفته و از او می خواهد که در دادگاه به رابطه چندین ساله اش با متین اعتراف کند.

 


جانسو به خانه ی کرم رفته و در مقابل آیشن و ییلماز به عشق کرم اعتراف می کند اما ییلماز از کرم می خواهد که از بین خانواده اش و جانسو یکی را انتخاب کند. کرم جانسو را انتخاب و خانه را ترک می کند. حال بدیعه بهتر شده و از بیمارستان مرخص می شود. متین عکس های گرفته شده را به ثریا نشان می دهد و ثریا نیز عکس برهنه ی متین در کنار ایشیل را به او نشان می دهد. ثریا به باشگاه لونت رفته و متین با اسلحه به آنجا می رود اما زمانی که میخواهد به لونت شلیک کند ثریا خودش را جلوی او می اندازد. متین شلیک نکرده اما متوجه عشق ثریا به لونت می شود و از آنجا می رود.


پزشک بدیعه درباره ی برگشت پذیر بودن تومور به مرت می گوید و از او می خواهد که بیشتر از مادربزرگش حمایت و مراقبت کند. اجه از زبان یکی از دوستان بدیعه درباره ی جدایی اش از مرت می شنود و عصبانی به خانه ی بدیعه می رود. اما تمام صحبت های او دل بدیعه را به رحم نمی آورد و در نهایت مرت از راه می رسد و به مادربزرگش می گوید که از اجه جدا شده است.

 

ایشیل بچه را نزد متین گذاشته و آنجا را برای همیشه به مقصد ازمیر ترک می کند. حال بدیعه بد شده و خدمتکار نمی تواند مرت را پیدا کند بنابراین از اجه می خواهد که به آنجا بیاید. اجه نهایت مراقبت را از بدیعه می کند اما این هم دل او را به رحم نمی آورد و در آخر به او می گوید که مادرش مرده است. حال اجه که از این موضوع خبر نداشته بد شده و بدیعه سعی می کند تا او را دلداری دهد. بدیعه که اکنون مهربانی واقعی اجه را باور کرده از مرت می خواهد تا برای ازدواج با اجه عجله کند. بانو جانسو را به خانه می خواند و طوری صحنه سازی می کند که زمان رسیدن جانسو در آغوش کرم باشد. جانسو که این مسئله را باور کرده از کرم می خواهد که از زندگیش بیرون برود.

نامه ای از جان به دست جانسو می رسد که در آن رازهایی از شرکت را فاش کرده و از جانسو می خواهد که برای حفاظت از خودش از این مدارک استفاده کند. جانسو این اسناد را به بانو نشان داده و او را تهدید به لو دادن می کند. بانو که موقعیتش را در خطر می بیند اعتراف می کند که هر چه از کرم دیده صحنه سازی او بوده و کرم کاری نکرده است. بانو همچنین به متین خبر می دهد که جریان پاپوش درست کردن برای کرم را متوقف کند چون جانسو مدارکی در دست دارد که برای همه آنها خطرناک است.
ثریا از متین جدا شده و مستقیما سراغ لونت می رود. او در حضور همه لونت را دوست پسرش خطاب کرده و متوجه می شود که لونت خیریه ای با نام مادر ثریا برای او بنا نهاده است. جان در آخر نامه اش به جانسو به او توصیه می کند که از عشقش دست برندارد. جانسو آن روز با هماهنگی مرت به کرم پیشنهاد ازدواج می دهد.

 


اجه و مرت تصمیم می گیرند که رضایت پدر و مادر آنها را هم جلب کنند. اجه موفق شده که نظر ییلماز و آیشن را جلب نماید اما مرت موفقیتی در برابر ثریا کسب نمی کند. جانسو با کرم صحبت کرده و مدارک را پاره می کند اما متین تصمیم می گیرد که خودش را تحویل قانون دهد. جانسو نامه ی جان را که در آن نوشته "خودت را آزاد کن"به مادرش می دهد و متین الا را برای همیشه به نزد ثریا می آورد. متین به زندان می افتد اما قبل از آن کارهای انتصاب بانو به ریاست شرکت را انجام می دهد.


آیشن و ییلماز جانسو و کرم را برای شام دعوت می کنند اما سپس مرت، اجه و ارجان هم به آنها می پیوندند. سر میز شام بدیعه هم به آنها اضافه شده و لونت هم به خواهش کرم، ثریا را راضی کرده و به آنجا می آورد. اکنون همه به دور هم جمع شده و خوشحالی را در خانه ی پدری کرم پیدا می کنند. اما در همین لحظه متین در زندان و بانو هم به تنهایی مشغول غذا خوردن است. همان گونه که مهمانان کرم خوشحالی را یافته اند در عوض تنهایی و بی پناهی نصیب متین و بانو شده است... پایان.

 

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید