مرداد 12

نقد و بررسی سریال قشر مرفه (yuksek sosyete)

1 نظر

سریال قشر مرفه ( به ترکی yuksek sosyete) سریالی ساخت کشور ترکیه است که از تاریخ 16 جون تا 24 دسامبر سال 2016 از شبکه استار تی وی به روی آنتن رفت. این سریال که اولین کار تولید بوراک ساجیاشار (همسر خدیجه شندیل) است، همزمان با دومین پروژه او "Aşk Laftan Anlamaz" به معنی " عشق توضیح لازم ندارد" پخش شد. نوشتن سناریوی این سریال بر عهده ی yazi odasi یا همان اتاق نوشتن بوده که متشکل از سه نویسنده ی نام آشناست. این سریال که از یک سریال کره ای با همین نام الهام گرفته شده به وجود دو سطح مختلف درون یک جامعه می پردازد. دو دنیای مختلف که یکی دنیای کرم و اجه و دیگری دنیای جانسو و مرت است. دنیای اول که تلاش و سختکوشی مداوم را ارزش دانسته و دومی که این مفاهیم را مذمت کرده و تحقیر می کند در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند.
جانسو اگر چه در خانواده ای متمول بزرگ شده و همه امکانات را در اختیار داشته، خود را از قشر مرفه جدا دانسته و همواره دنبال راه گریزی می گردد تا بتواند بدون قضاوت اطرافیان به زندگی مورد علاقه اش بپردازد. از طرفی کرم که به عنوان فرزند خدمتکار خانواده چالهان زندگی کرده با تلاش مستمر، خود را به سطحی رسانده که فارغ از پیشینه خانوادگیش، احترام و تحسین جامعه را جلب کند، با مشخص شدن شغل پدر و مادرش از جانب قشر مرفه رانده می شود...
تیم yazi odasi که نوشتن این پروژه را بر عهده داشته متشکل از سه نویسنده به نام های کرم درن، پینار بولوت درن و ایگیت دیر بیگی می باشد. گروهی که نوشتن پروژه های معروفی مانند ایزل و مارال را نیز بر عهده داشته است. استفاده از لباس های مناسب و چهره پردازی های صحیح در باورپذیرتر نمودن نقش ها موثر بوده و توانسته تا بینندگان را به خود جذب نماید. کارگردان با استفاده از مکان های زیبا حتی در محلات فقیر نشین سعی نموده تا فقر را نه نازیبا بلکه دارای زیبایی خاص خود نشان دهد. چشم انداز خانه ی فقیرانه ی اجه و به علاوه خانه ی سرایداری پدر و مادر کرم که پوشیده از گل و گیاه است نشان دهنده ی همین مسئله می باشد. سریال که سعی دارد فقر را مسئله ای ظاهری نشان دهد که در خوشبختی اثر چندانی ندارد با نشان دادن شخصیت های فقیر خوشبخت تا حد زیادی موفق بوده است.

شخصیت پردازی داستان {خطر لو رفتن}:
کرم که خود را به جای مرت نامیده، به عنوان رئیس شرکت اولیوا مشغول به کار شده و جانسو برای فرار از فضای سرد و سنگین خانواده اش به کار در الیوا به عنوان یک فروشنده پناه می برد. داستان عشق جانسو و کرم که با همان مفهوم قدیمی "عشق در نگاه اول" آغاز می شود با گذشت زمان به مشکلات بزرگی بر می خورد. برملا شدن واقعیات باعث دور شدن آنها از یکدیگر می شود و اگرچه جانسو کرم را می بخشد اما کرم حتی ذره ای در نبخشیدن جانسو به خاطر دروغش تردید نمی کند. او حتی حاضر به شنیدن صحبت های جانسو نشده و مسیر دشمنی را در برابر کسی که تا لحظاتی پیش عاشقش بوده برمی گزیند.
کرم که به عنوان پسری مهربان و فداکار نشان داده شده ناگهان تبدیل به موجودی شیطانی می شود که تنها به آزار و اذیت دیگران می اندیشد. شخصیت مورد احترام کرم در کسری از ثانیه نابود شده و کسی جای او را می گیرد که بویی از عواطف انسانی نبرده است. بیننده که تا کنون با شخصیت مثبت کرم همزاد پنداری می کرده اکنون در جبهه مقابل وی قرار می گیرد. خوشبختانه نویسنده خیلی زود کنترل داستان را بر عهده گرفته و کرم را از ورطه ی نابودی بیرون می کشد و دو مرتبه در قالب قهرمان داستان قرار می دهد.

جانسو که مشکلات عدیده ای در ارتباط با مادرش ثریا دارد همواره از مهر و محبت وی محروم مانده است. ثریا به عنوان سمبل قشر مرفه، خودبینی و عداوت را در هر لحظه به نمایش گذاشته و تا پایان داستان از اعتقاداتش کوتاه نمی آید. علاقه ی او به شخصیت لونت که وکیلی از یک خانواده ی ثروتمند است نیز چیزی در راستای همان ثروت دوستی وی محسوب می شود. چنانچه خود او نیز در بخشی از داستان به تفاوت خانواده ی کرم با لونت اشاره می کند و جانسو را از بودن با کرم بر حذر می دارد. یکی از مشکلات داستان علت تنفر ثریا از دخترش جانسو می باشد که نه تنها بیننده را قانع نمی کند بلکه بیشتر بر ناتوانی نویسنده در داستان پردازی صحیح و معقول صحه می گذارد.
شخصیت لونت به عنوان یک فرد انقلابی که از جامعه ی ثروتمندی که در آن به دنیا آمده دل کنده به خوبی پرداخت نشده و نویسنده قادر به توضیح علت علاقه ی لونت به ثریایی که با تمام معیارهای او در تعارض بوده نیست. لونت خیلی زود بدون هیچ دلیل یا دیدن رفتار خاصی از ثریا به دام عشق او افتاده و حتی در شرایطی که ثریا رفتارهای سنگدلانه از خود بروز می دهد نیز در مقام دفاع از وی بر می آید. شاید یکی از بدترین شخصیت پردازی ها را بتوان در کاراکتر ثریا مشاهده کرد که اگر چه به خوبی خودخواهی و سنگدلی را به نمایش می گذارد اما نمی تواند محبت بیننده را به خود جلب کند و بر خلاف نظر لونت، جایی برای همدردی با وی باقی نمی گذارد. حتی چرخش ناگهانی شخصیت ثریا از زنی مطیع که خیانت های همسرش را به راحتی تاب می آورد به زنی که به سادگی متین را کنار می گذارد نیز چالشی دیگر در شخصیت پردازی وی محسوب می شود.

از سوی دیگر، شاید بتوان دو کاراکتر مرت و اجه را به عنوان باورپذیرترین و دوست داشتنی ترین شخصیت ها دانست که در تمام طول داستان رفتارهایی در خور شخصیت خود بروز داده و هرگز بیننده را متعجب نمی سازند. مرت که پسری مهربان و سرزنده است نه تحمل ناراحتی مادربزرگش را دارد و نه می تواند غم دوست دخترش اجه را تاب بیاورد. او اگرچه شخصیتی تنبل و راحت طلب تصویر شده اما برای خوشحالی عزیزانش از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند. از سوی دیگر اجه دختری ست با مشکلات احساسی و مالی فراوان که روش مثبت اندیشی و عشق ورزی را برای گذران زندگی سختش برگزیده است. او اگر چه از خیانت و دروغ بیزار است اما به راحتی می تواند آنها را که دوست دارد ببخشد. او سرانجام با کمک همین ویژگی های انسانی بهترین ها را به دست آورده و قدم در مسیر خوشبختی می گذارد.
بدیعه چالهان نیز از چرخش ناگهانی نظر نویسنده در امان نمانده و به عنوان زنی که با خدمتکارانش روابط دوستانه و انسانی داشته ناگهان تبدیل به کارفرمایی بی رحم می شود که حتی از تحقیر کرم که او را چون پسر خودش می داند نیز ابایی ندارد. اگر چه مخالفت بدیعه با رابطه ی مرت و اجه از جهاتی قابل درک است اما شیوه ی مقابله او با چنین وضعیتی از شخصیت عاقل و دنیا دیده ی وی بعید به نظر می رسد. او همانطور که خیلی زود از اجه متنفر شده خیلی زود هم با او همدردی کرده و وی را می پذیرد.
انتخاب خوب بازیگران را می توان یکی از نقاط قوت این سریال دانست که با وجود جذابیت های ظاهری و بازی هنرمندانه نظر بیننده را جلب نموده و آنها را با خود همراه می کنند. به عنوان یکی از چالش برانگیز ترین نقش ها می توان به کاراکتر کرم با بازی "انگین اوزترک" اشاره کرد که در ابتدای داستان پسری مهربان و فداکار است اما در نیمه راه حس کینه و انتقام جویی بر او اثر کرده و تبدیل به شخصیت منفی داستان می شود. انگین اوزترک تا حد زیادی توانسته بر این چالش غلبه کند اما به نظر می رسد که در پایان نمی تواند به شخصیت اولیه خود بازگردد. به هر حال موفقیت این سریال را می توان نشان دهنده انتخاب درست بازیگران و سناریوی تازه و بدیع آن دانست که توانسته در جلب نظر مخاطب موفق ظاهر شود. اگر چه ایراداتی به روند داستان وارد است اما جنبه سرگرمی را به خوبی رعایت کرده و شما را در ادامه ی تماشای آن متقاعد می سازد.

1 نظر

  • پاسخ دهید hosna 13/05/1396

    نقد بسیار خوبی بود... به نظر من شخصیت ثریا با وجود شیطان صفتی بیش از حد مورد دفاع قرار گرفته بود...

    گزارش کردن

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید