آذر 28

نقد سریال دست سرنوشت ( خیانت با پوسته ای از عشق)

2 نظر

داستان سریال دست سرنوشت درباره ی دختری روستایی به نام الیف (خدیجه شندیل) است که به کار چیدن میوه اشتغال دارد و به دلیل عدم توانایی مالی خانواده اش از رویای همیشگی اش که همانا وکیل شدن بوده دست کشیده است. مقصود، که عاشق و دلباخته ی الیف است سعی می کند تا با پرداخت مبلغی پول وی را از پدرش خریداری کند. پذیرش این پیشنهاد توسط پدر الیف منجر به کشته شدن پدر توسط مادر الیف می شود. مادر الیف به زندان می افتد و الیف و خواهرش که اکنون تنها و بی پناه هستند به خانواده ی یوروکهان پناه می آورند. الیف قبول می کند که رحمش را برای نگهداری فرزند پسر خانواده یوروکهان، قهرمان (اوزجان دنیز) و همسرش دافنه (بیگم کوتوک) به آنها اجاره دهد، و این آغاز همه ی ماجراها است.

 الیف که دختری روستایی است به عنوان شخصیت مثبتی تصویر می شود که مانند یک اشراف زاده رفتار می کند. دختری مانند او که تمام عمرش را در منطقه ای دور افتاده زندگی کرده نمی تواند تا این حد به آداب معاشرت خانواده های ثروتمند آشنایی داشته باشد. مگر اینکه او دوره ای را برای این کار گذرانده و یا در خانواده ای اشرافی در سمت خدمتکار فعالیت کرده باشد که می دانیم الیف هیچ یک از این کارها را نکرده است. سریال قصد دارد که با تصویر چهره ای سطح بالا از الیف، نشان دهد که تنها فقیر بودن اوست که وی را از بقیه خانواده ی یوروکهان متمایز می سازد. الیف بر خلاف آن چیزی که مدام گفته می شود، نه تنها دختری خجالتی نیست بلکه او حتی از این بارداری (بدون ازدواج) نیز احساس شرم نمی کند. در جایی از داستان الیف از قهرمان می خواهد که دستش را بر روی شکم او بگذارد و بچه را احساس کند. الیف زنی است که این بچه ی غریبه در شکمش نه تنها او را آزار نمی دهد بلکه احساس مادری را دارد که از عشقش باردار شده است. الیف رابطه ی صمیمانه ای با قهرمان برقرار می کند که حتی ناراحتی همسر قهرمان از این ارتباط نیز مانع از ادامه ی آن توسط الیف نمی شود. دافنه که در ابتدای سریال زنی زیبا، آرام، بزرگ منش و با اصالت است قرار است که در ادامه ی سریال تبدیل به یکی از شخصیت های منفور داستان شود. تنها به این دلیل که از ارتباط نزدیک شوهرش(قهرمان) به الیف احساس ناراحتی و حسادت می کند. از طرفی کاراکتر قهرمان با بازی اوزجان دنیز قرار است که مانند نامش قهرمان باشد. او اگر چه تا پیش از این عاشق همسرش بوده می رود که منجی و قهرمان الیف شود.

قهرمان کسی است که با تمام اشتباهاتش باید شخصیت مثبت داستان از دید بیننده باشد. مردی که بر خلاف خواسته ی همسرش با الیف ارتباط نزدیکی برقرار کرده و به بهانه ی بچه تمام توجه اش را معطوف به او کرده است. قهرمان مردی است که عاشق الیف شده و این مسئله را حتی از خودش نیز پنهان می کند. او مدام برای الیف هدیه می خرد و این کار را بسیار عادی می پندارد و اعتراض دافنه به این کار را بدجنسی و تنگ نظری تعبیر می کند. ناراحتی و اعتراضی که هر زن و مردی در این شرایط از خود بروز می دهد مورد سرزنش قرار می گیرد و بهانه ای می شود برای دورتر شدن قهرمان از دافنه!

اگرچه قهرمان ادعا می کند به خاطر بچه اش به دیدن الیف می رود اما آنچه واضح است ، علت فقط و فقط خود الیف است و اگر غیر از این بود می توانست به همراه دافنه برای دیدن فرزندش برود. تمام کارها و رفتارهای قهرمان حاکی از خیانت وی به همسرش دافنه ست اما نویسنده همچنان از بیننده توقع دارد که با قهرمان همدردی کند. وقتی مادر دافنه بعد از سال ها بازمی گردد به دافنه می گوید که در انتخاب قهرمان اشتباه کرده و یک انسان نمی تواند با خانواده اش تفاوت زیادی داشته باشد. خانواده ی قهرمان اگر چه ثروتمندند اما خانواده ای سنتی و مرد سالار هستند که این صفات در قهرمان نیز نهادینه شده و او هیچ حقی برای خواسته های همسرش قائل نیست. مردی سنتی که به خودش حق می دهد هرگاه عاشق زن دیگری شد بدون هیچ خجالتی همسرش را کنار بگذارد. کاری که اگر یک زن انجام می داد توسط اجتماع و حتی خانواده اش طرد می شد. این تبعیض حتی در همین سریال نیز نمود آشکاری دارد. مادر دافنه همان زن است، نوال نیز شوهرش را ترک کرده و به دنبال عشقش رفته، اما همیشه باید بار این اشتباه را به دوش بکشد، او هرگز نمی تواند برچسب نانجیبی را از روی خودش بردارد. اگر چه این رفتار در هر دو جنس اشتباه محسوب می شود اما این سریال یکی را عاشق و دیگری را خائن معرفی می کند.

این داستان که از دل خانواده های سنتی ترکیه برآمده است نمی تواند در مقابل رویکردش به زن ستیزی مقاومت کند. داستان به مرد حق می دهد که با کوچکترین نافرمانی که از همسرش می بیند او را ترک کرده و با گزینه ای جوانتر و بی ادعاتر جایگزین کند. الیف که دختری روستایی است، مهارتی جز آشپزی و بارداری ندارد و بچه دار شدن نهایت آمال و آرزوی اوست. الیف همان زنی است که مردی سنتی مانند قهرمان به آن نیاز دارد. زنی که بابت هر چیزی که به او می دهند سپاسگزار است و هیچ گونه استقلال فکری و احساسی ندارد. او حتی نمی تواند در مقابل عشق قهرمان به خودش مقاومت کند و با وجود نجابتش او را که مردی متاهل است از خود دور سازد.

دافنه اما زنی است که در کنار زیبایی و وقار در اجتماع نیز حضور فعال دارد. او برای خودش به عنوان یک انسان ارزش زیادی قائل است و خودش را مستحق داشتن همسری وفادار می داند. او شوهرش را تنها برای خودش می خواهد و سریال این را مانند یک نقطه ضعف تصویر می کند. زنی که احساس می کند در مقابل دختری روستایی شکست خورده و این خشم او را بر می انگیزد. زنی که مبارزه طلبی اش به او اجازه ی تسلیم شدن نمی دهد. همانطور که در ادامه ی داستان می بینیم او آنقدر مهربان هست که فرزند الیف را مانند بچه ی خودش بزرگ می کند و به او عشق می ورزد. همین رفتار عاشقانه و مبارزه طلبانه ی دافنه که به عنوان نشانه ای از ذات شیطانی او تصویر می شود، وقتی بعدها توسط الیف صورت می گیرد، نشانه ی مبارزه ی او برای عشقش می شود.

این داستان تنها به نقش های سنتی زن و مرد ارزش می بخشد و هر چه غیر از آن را محکوم می کند. نقش هایی که در رابطه ی بین مادر و پدر قهرمان نیز مشهود است. حتی نقش شوکران همسر یعقوب که زنی سطحی و فضول است نیز در تأیید همین نکته است. در این قصه زن های غیر مستقل و نادان، به عنوان زنانی تصویر شده اند که عشق تمام و کمال همسرشان را دارند، هرچند این عشق نیز تنها تا زمانی ادامه پیدا می کند که آنها از خود نافرمانی نشان ندهند. به طور کلی می توان این داستان را، داستانی با رویکردی زن ستیز توصیف کرد که طرفدار تصویر سنتی زن است و به شماتت زن هوشیار و مستقل می پردازد.

نویسنده: آنا فصیح

کدامیک از بازیگران زیر را به عنوان خوش تیپ ترین بازیگر مرد ترک می دانید؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
کدامیک از بازیگران زیر را به عنوان خوش تیپ ترین بازیگر مرد ترک می دانید؟ (می توانید دو مورد را انتخاب کنید)
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

بهترین سریال خارجی چند سال اخیر از نظر شما کدامست؟
بهترین سریال خارجی چند سال اخیر از نظر شما کدامست؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

از نظر شما بهترین سریال کمدی خارجی در سال های اخیر کدامست؟
از نظر شما بهترین سریال کمدی خارجی در سال های اخیر کدامست؟
برای رای دادن لااقل یک گزینه را باید انتخاب کنید.

2 نظر

  • پاسخ دهید Mohamad 09/12/1395

    سلام سريال أوائل خوب بود ولي بعد تصادف اليف خيلي گند شد اصلا هيچيش با عقل جور نمياد مثل وقتي اليف از خونه بار اول از دست مقصود فرار كرد خب بجائ اينكه تا شب بدود با موبايل نگهبان زنگ ميزد يا تاكسي ميگرفت يا قايم ميشد وَيَا وقتي كاراگاه مشته شد چرا أصلا پيگيري نكرد كلا فيلم خراب كردن بنظر از اين سريال داره ديگه حالم بهم ميخوره چون هيچيش با واقعيت و عقل جور نمياد ،اين اتفاق براي أدمهاي خيلي نادان هم جور نيست أصلا كارگردانش بايد بره غاز بچرونه

    گزارش کردن
  • پاسخ دهید melisa 12/10/1395

    سلام لطفا ادامه خلاصه سریال دست سرنوشت رو بزارید نصفه مونده قسمت آخر سریال دست سرنوشت بخش آخر ما منتظریم تشکر

    گزارش کردن

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید