سه شنبه, 18 آبان 1395 00:00

آخر سریال دست سرنوشت (بخش سوم)

.... با وجود اصرارهای فراوان قهرمان، الیف نمی تواند عشق قهرمان به خودش را باور کند اما فهمیدن اینکه بچه ای که در شکم دارد بچه ی خود اوست برای او نهایت خوشبختی را به ارمغان می آورد. در عین حال او از دست قهرمان بسیار عصبانی و مایوس است. برای او دیگر قهرمانی وجود ندارد. او تصمیم بسیار مهمی برای زندگی و فرزندش می گیرد. دافنه که در جدا کردن الیف و قهرمان موفق بوده از اولین پیروزی اش بسیار خوشحال است. کرم که از عشق الیف می سوزد بر خلاف نظر مریم تصمیم می گیرد تا با الیف زندگی کند. او مسیری را انتخاب می کند که هیچ راه برگشتی در آن نیست.

قهرمان الیف را پیدا می کند و سعی می کند تا با او حرف بزند و این باعث اصطکاک بین او و کرم می شود. به نظر می رسد که رابطه ی بین دایی و خواهر زاده به نقطه ی پایان خود نزدیک شده است اما تنها چیزی که برای قهرمان اهمیت دارد الیف و فرزندش است. بر خلاف خواسته ی قهرمان الیف علاقه ای به حرف زدن با او ندارد و می خواهد که فاصله اش با او را حفظ کند. در این شرایط سخت کرم در کنار الیف می ماند و پیشنهادی می دهد که الیف را شگفت زده می کند. دافنه در یک بن بست گرفتار می شود. او در به دست آوردن دل قهرمان شکست خورده است. او دنبال راهی می گردد تا برای دومین بار عشق شوهرش را متوجه خود سازد و برای این کار تصمیم باورنکردنی می گیرد.

نوال (مادر دافنه) با ابراهیم (نابرادری الیف) هم پیمان می شوند اما کارها آنطور هم که فکر می کنند آسان نیست. ابراهیم که فکر انتقام از پدرش را در سر دارد راهی جز گرفتن این انتقام از الیف، مادر و خواهرش نمی بیند. یعقوب که نمی تواند دل همسرش را به دست آورد از دخترش جانان کمک می گیرد. وقتی قهرمان برای دیدن الیف می رود تا مدارکی به او نشان دهد که زندگیش را تغییر می دهد با صحنه ی غیرمنتظره ای روبه رو می شود. کرم برای خواستگاری از الیف دست به کار شده است. قهرمان، الیف را از دست مقصود نجات داده و مقصود را به پلیس تحویل می دهد. او این بار قصد ندارد که تا جواب سوال هایش را از الیف نگرفته بگذارد او برود پس او را به قایق خودش می برد. درست زمانی که قهرمان سعی در به حرف آوردن الیف دارد خبر ی از مدرسه نازلی می رسد که الیف را شوکه می کند. خبر تصادف نازلی اما اتفاق مهمی نیفتاده است.

در این بین قهرمان که دمی از تجارت غافل نیست ایده ی تولید محصولات اورگانیک را دنبال می کند و سرانجام موفق می شود که پدرش را نیز متقاعد کند اما یعقوب اصلا با این ایده موافق نیست. اکنون زمان آن رسیده که جانان نشان دهد طرف کدامیک از آن هاست. دافنه با طلاق موافقت نمی کند. کرم الیف را از سلطان خواستگاری می کند. یعقوب و شکران نیز او را همراهی می کنند. نازلی که از عشق خواهرش به قهرمان اطمینان دارد و نمی خواهد او را غمگین ببیند تصمیم می گیرد تا با قهرمان صحبت کند.

دافنه بالاخره به طلاق رضایت می دهد اما قهرمان از خبری که در دادگاه طلاق می شنود بسیار متعجب می گردد. این خبر بارداری دافنه است که از طریق نوال به گوش الیف هم می رسد. الیف در جستجوی تسلی خاطری به دادگاه می رود اما این خبر حقیقت دارد. اکنون که دافنه باردار است، الیف با طلاق قهرمان با دافنه مخالف است. شوکران قبل از همه از بارداری دافنه باخبر می شود. یعقوب از این جریان برای تحقیرکردن قهرمان استفاده می کند. قهرمان به خانواده اش اطلاع می دهد که او و دافنه طلاق گرفته اند و او به زودی با الیف ازدواج می کند. مقدمات عروسی آماده می شود. کرم که احساس می کند به او خیانت شده فورا آن نیمه ی تاریک وجودش را آشکار می کند. او تصمیمی می گیرد که نتیجه اش نه تنها برای خودش که برای دیگران نیز بسیار تاسف آور خواهد بود.

مقصود هم که روزهایش را در زندان می گذراند دمی از فکر کردن به الیف غافل نمی شود. او با کمک ویسل نقشه ای را تدارک دیده و بر طبق برنامه هایش به زودی با خانواده ی یوروکهان روبه رو خواهد شد. دافنه که از خشم ابراهیم نسبت به الیف و خانواده اش با خبر می شود نقشه ی بلند مدتی را برنامه ریزی می کند. روز عروسی فرا می رسد. رقصیدن آغاز می گردد. یک پایان شاد انتظار الیف و قهرمان را می کشد. اما متاسفانه آنها از خطری که در کمین آنهاست خبری ندارند... اتفاق وحشتناکی در میان عروسی می افتد. به کرم تیراندازی می شود...

در حالی که خانواده ی یوروکهان در شوک به سر می برند خبر های بدتری برای آنان در راه است. علی رغم تلاش های زیاد پزشکان کرم نجات پیدا نمی کند. مرگ کرم الیف و قهرمان را ویران می کند. او با احتمال یک زایمان پیش از موعد رو به رو می شود اما نمی تواند درباره ی آن با کسی صحبت کند. آنچه به مریم مربوط می شود الیف مقصر مرگ پسرش است. قهرمان قسم می خورد که قاتل کرم را پیدا کند اما اکنون وقت پیدا کردن مسئول خبر چاپ شده در روزنامه است. یعقوب که با این کار برای خودش دردسر درست کرده برای پاک کردن خود از شکران کمک می گیرد...

ضیا با وجود مخالفت همه از الیف و قهرمان حمایت می کند. او میخواهد عروسی که در میان راه به هم خورده به انجام برسد پس الیف و قهرمان ازدواج می کنند. دافنه چاره ای جز سکوت و عمل به نقشه های خود ندارد. قهرمان الیف را بعنوان یک نوعروس به عمارت می آورد. روزهای سختی انتظار الیف را می کشد. مریم می خواهد که انتقام مرگ پسرش را از او بگیرد. قهرمان، قاتلی که برای کشتن کرم استخدام شده را می یابد. در همین اثنا که چیزی نمانده قهرمان به همه ی حقیقت پی ببرد خطری جدی الیف را تهدید می کند. الیف دچار درد زایمان می شود و مریم او را در همان حال تنها می گذارد...

قهرمان که دریافته کرم قصد کشتن او را داشته است سخت در شوک فرو می رود. فریادهای الیف تمام عمارت را فرا می گیرد اما کسی نیست که صدای او را بشنود. قهرمان به خانه می آید و الیف را بی هوش پیدا می کند. او به سرعت الیف را به بیمارستان می رساند. مریم باخبر می شود که قهرمان قاتل پسرش را یافته است ولی قهرمان قصد ندارد که تمام حقیقت را به مریم بگوید. این حقیقت که در واقع این کرم بوده که قصد کشتن قهرمان را داشته است. مریم به نفرین کردن الیف ادامه می دهد و قسم می خورد که او را به سزایش برساند. الیف زایمان می کند و فرزندش (توپراک) چشمانش را به روی دنیا باز می کند... ادامه دارد...

مطالب مرتبط

 

بیوگرافی خدیجه شندیل (کاراکتر الیف در دست سرنوشت)

بیوگرافی بگوم کوتوک ( کاراکتر دافنه در دست سرنوشت)

مریم اوزرلی شروع به یادگیری کار با اسلحه ها کرد

فحریه اوجن به بوراک: "چطور عاشقت نباشم؟" 

گیر افتادن کیوانچ تاتلیتوگ میان مادر و همسرش 

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید