چهارشنبه, 10 مهر 1398 15:31

آخر سریال سیب ممنوعه (بخش دوم)

چاپ خبر دروغ ازدواج علیهان و لاله دوست دخترش تاثیر بدی بر روی زینب گذاشته تا جایی که به بهانه مریضی مرخصی گرفته و به خانه می رود. علیهان که شک کرده زینب از این خبر ناراحت شده به خانه ی او رفته و وی را وادار به اعتراف به عشقش میکند. در این شب اولین بوسه بین این دو اتفاق می افتد. فردای آن روز زینب از علیهان می خواهد که این رابطه را فراموش کند چرا که برای موقعیت رییس و کارمندی آنها مناسب نیست. اما علیهان قبول نکرده و پیشنهاد میکند تا به دور از چشم همه به رابطه شان ادامه دهند.


از طرف دیگر معشوقه ی اندر-سینان- تصمیم میگیرد به استانبول برگشته و از هالیت و هم اندر انتقام بگیرد. او سعی می کند رابطه اش را با زهرا دختر بزرگ هالیت نزدیک کند تا از این طریق به پدرش ضربه بزند. زهرا از پدرش می خواهد تا به او کمک مالی کند تا یک مرکز زیبایی تاسیس نماید اما زمانیکه با عصبانیت هالیت مواجه می شود تصمیم می گیرد تا به پیشنهاد سینان اقدام به گرفتن وام کند. آنها با گرفتن وام مرکز زیبایی را راه اندازی می کنند اما درآمد آنجا کفاف اقساط وام را نمی دهد. سینان از زهرا می خواهد تا با او ازدواج کند و با گرفتن وکالت نامه از او، مسئولیت وام و مرکز زیبایی را کاملا به عهده می گیرد. ازدواج این دو هالیت را دیوانه می کند و هر دوی آنها را از خانه بیرون می اندازد. اندر که جریان را فهمیده با سینان تماس گرفته تا مسئله شان با هالیت را حل کنند. آنها نقشه می کشند که وانمود کنند تمام دیدارهای گذشته شان در رابطه با عشق سینان به زهرا بوده و اندر به هالیت خیانت نکرده است. آنها در نهایت موفق می شوند تا اعاده ی حیثیت کرده و هالیت آنها را باور می کند. اندر که هنوز سینان را به خاطر فرارش نبخشیده تصمیم می گیرد تا از او انتقام بگیرد. اندر دوباره با او از در عشق وارد می شود و تصمیم می گیرند تا با هم فرار کنند . اما در روز موعود اندر به سر قرار نرفته و به جای خود زهرا را می فرستد تا شاهد خیانت شوهرش باشد. همین مسئله باعث طلاق این دو نفر و ضرر مالی زیادی به هالیت می شود.


پسری که ییلدیز برای برانگیختن حسادت هالیت استخدام کرده بود باعث دردسرش می شود و سعی می کند تا از او باج بگیرد اما او نقشه ای می ریزد و وی را به زندان می اندازد. مرت با اصرار اندر نزد هالیت میاید تا از ییلدیز بدگویی کند اما ییلدیز باز هم پیروز از معرکه بیرون می آید. در همان زمان اندر نقشه اش را به مرحله ی بعد می برد و برای بدگویی از زینب نزد علیهان می رود. او که سعی دارد این دو خواهر را شکارچی شوهر پولدار معرفی کند با واکنش بد علیهان روبرو شده و از آنجا می رود. او سپس سراغ خواهر علیهان رفته و به او نیز هشدار می دهد. از طرف دیگر علیهان نزد هالیت رفته و جریان را برای او تعریف می کند. او به علاوه از اعتمادش به زینب می گوید و خیال هالیت را راحت می کند.


زرین خواهر علیهان به خانه او رفته و از او میخواهد تا از زینب دوری کند. زینب علیهان را به خواهرش معرفی کرده و علیهان از ییلدیز درباره رفتار بد زرین با زینب با خبر می شود. درنهایت ورود لاله دوست دختر سابق علیهان به خانه او و رفتار بدش با زینب تیر خلاص را می زند و باعث جدایی زینب از علیهان می شود. اما این جدایی نیز طولی نمی کشد و با توضیح و عذرخواهی علیهان رابطه شان به حالت قبل بر می گردد.


اندر برای گذران زندگی مجبور می شود تا از شهرت و محبوبیت اش برای کار تبلیغاتی استفاده کند. او که از طریق برادرش جانر به شغل مادر ییلدیز پی برده برنامه ریزی می کند تا دختران هالیت او را در حین فالگیری ببینند و آبروی ییلدیز را می برد. از طرف دیگر پسرش اریم را به خانه محقرش می برد و به طور غیر مستقیم از او میخواهد تا هالیت را راضی به گرفتن خانه ی بهتری برایش کند.


علیهان به فکر ازدواج با زینب افتاده و حتی تا خریدن حلقه نیز پیش می رود اما ناگهان خاطرات تلخ کودکی اش و خیانت مادرش به پدرش او را به هم می ریزد. او از تصمیمش برای ازدواج منصرف شده و در عوض به شکل ناراحت کننده ای با زینب به هم می زند... ادامه دارد...

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید