دوشنبه, 31 خرداد 1395 00:00

داستان سریال کوزی گونی (بخش سوم)

گونی به بانو اعتراف می کند که موجب مرگ کسی شده و کوزی جرم را بر عهده گرفته است و بانو از او حمایت می کند. باریش آدرس بوراک را پیدا می کند و برای بر هم زدن ازدواج بانو و گونی (چون بوراک عشق اول بانو بوده) او را به استانبول دعوت می کند غافل از اینکه اینکار بیش از هرکسی به خود او آسیب می زند. بوراک با بانو دیدار می کند و حمله های عصبی بانو آغاز می شود. گونی به این جریان مشکوک شده و سعی می کند پرده از راز آنها بردارد. بالاخره او در میابد که بوراک پسر آتیلا سینانر از خدمتکار خانه اش است و در واقع برادر بانو ست.

بانو سالها پیش که عاشق بوراک شده بود با این واقعیت روبرو می شود که آنها خواهر و برادر هستند و تصمیم به سوزاندن بوراک می گیرد. او عمارت را آتش می زند و یکی از دستهای بوراک در جریان این حادثه می سوزد. سینانر ها برای حفظ این راز، بوراک را برای تحصیل به خارج از کشور فرستاده و همه هزینه های او را پرداخت می کردند. گونی و بانو ازدواج می کنند و برای زندگی به عمارت سینانر می روند. ونوس که نامزدی اش با باریش بر هم خورده با بوراک همدست شده تا راز سینانرها برملا شود. آنها بالاخره پی به این راز بزرگ می برند و بوراک بعنوان وارث سینانر صاحب بخشی از سهام شرکت می شود.


علی به دوست دخترش دمت پیشنهاد ازدواج می دهد و آندو با هم نامزد می کنند. زینب برای نزدیک شدن به کوزی تلاش می کند و این مسئله خشم جمره را برمی انگیزد. بالاخره رابطه ی کوچکی بین زینب و کوزی ایجاد می شود که با کارشکنی های جمره همراه است. باریش به جمره توجه می کند و به او پیشنهاد ازدواج می دهد اما او نمیپذیرد. دیدن باریش و جمره باعث حسادت کوزی می شود و این زینب را عصبانی می کند. جمره که می بیند کوزی برای ابراز عشق قدمی جلو نمی گذارد با باریش ازدواج می کند اما خیلی زود پشیمان می شود. جمره برای زندگی به عمارت سینانر می رود و دیدار زیاد گونی و جمره، بانو را آزار می دهد.


کوزی برای مقابله با فرهاد به دنبال عشق قدیمی او می گردد تا به فرهاد ضربه بزند. آنها که فکر می کنند این زن (شرمین) توسط فرهاد به قتل رسیده او را در یک مهد کودک پیدا می کنند که به شکل نباتی زنده نگه داشته شده در حالیکه آرزوی مرگ دارد. آنها پلیس را در جریان گذاشته و شرمین را نجات می دهند اما خشم فرهاد بیشتر می شود. فرهاد برای ضربه زدن به کوزی بدترین فرد را انتخاب میکند. او علی را به قتل می رساند و داغ این درد را برای همیشه بر روی دل کوزی باقی می گذارد. علی قبل از مرگ از کوزی می خواهد که به صدای قلبش گوش دهد و عشقش به جمره را از یاد نبرد. از این پس زندگی کوزی تنها حول محور انتقام مرگ علی از فرهاد می گردد.


تلاش های سیمای برای فرار از عمارت فرهاد به جایی نمیرسد بنابراین تصمیم می گیرد که تسلیم زندگی در آنجا شود. کنجکاوی های سیمای باز هم کار دستش می دهد تا جایی که کتک خورده و در حال مرگ در سطل آشغال مقابل خانه ی کوزی پیدا می شود. کوزی او را برای درمان به بیمارستان می برد. فرهاد حتی مادر سیمای را نیز به قتل می رساند.

بخش اول این مقاله را در اینجا ببینید

بخش دوم این مقاله را در اینجا ببینید

بخش آخر این مقاله را در اینجا ببینید

نظر دهید

تمامی گزینه هایی که با ستاره مشخص شده اند باید پر شوند. کد HTML مورد قبول نیست.

جستجوی مطالب

خبرنامه

 

برای دریافت آخرین اخبار در مورد سریال ها و بازیگران
با وارد کردن آدرس پست الکترونیک خود خبرنامه ما را دریافت نمایید